کوین لومکس وکیلی است که در یک شرکت حقوقی در نیویورک کار می کند. با این حال، او به زودی متوجه می شود که صاحب کارش خود شیطان است و قصد دارد او را شکنجه کند....
داستانی درباره فروپاشی خانواده سه مرد مطلقه. این فیلم از دیدگاه آنها ارائه شده است و روابط آنها را با فرزندان، همسران سابق، دوست دختران، دوستان مرد و هویت آنها به عنوان مردان مطلقه نشان می دهد...
روزي چارلي لانگ (کيج)، پليس وظيفه شناس، در عوض انعام به «ايوون باياسي» (فاندا) که در يک کافه کار مي کند، قول مي دهد نيمي از برد خودش و همسرش (پرس) در بخت آزمايي را به او بدهد. فرداي آن روز، بليت «چارلي» برنده ي چهار ميليون دلار مي شود...….
«لری لیپتن» (آلن)، ویراستار کتاب است و «کارول» (کیتن)، همسرش، زن مستقل و پر شر و شوری که همیشه مترصد انجام تجربه های جدید است؛ درست برخلاف «لری» که مرد ترسو و بی جربزه ای است که به هیچ وجه اهل ماجراجویی نیست. وقتی آشکار می شود که یکی از همسایه ها (آدلر) همسرش را به قتل رسانده، «کارول» مایل است از ته و توی این معما سر در بیاورد…
یک استاد سابق به آدام یک میلیون دلار پیشنهاد می کند تا مقداری پلاسما را از آزمایشگاه یک شرکت فناوری پیشرفته را بدزدند. آدام از پدربزرگ جنایتکارش کمک می خواهد اما ...
جنگ ويتنام. مرد جواني به نام «اريکسن» (فاکس) شاهد قتل فجيع يک دختر ويتنامي (توله) به دست هم قطارانش است. او پس از بازگشت به امريکا عليه يگان خود شهادت مي دهد...
«والتر فیلدینگ» و همسرش به دنبال یک خانه ی جدید هستند، اما توانایی مالی بالایی ندارند. طولی نمی کشد که آن ها با یک پیرمرد آشنا می شوند که یک خانه ی بزرگ کاخ مانند را با قیمتی ارزان به آن ها می فروشد. اما بعد از نقل مکان به خانه جدیدشان، این کاخ فرو می ریزد. با این حال آن ها نا امید نشده و تصمیم می گیرند دوباره آن را بسازند...
السبث تاسیونی، یک وکیل زیرک اما غیر متعارف، پس از کار موفق خود در شیکاگو، از دیدگاه منحصر به فرد خود برای انجام مشاهدات منحصر به فرد و جنایتکاران درخشان در کنار پلیس نیویورک استفاده می کند.
سریال روایت «مایک» جوانی نابغه است که از دانشگاه اخراج شده و روزگار خود را با فروش مواد می گذراند و ناگهان در یکی از معامله های خود هنگامی که از دست پلیس در حال فرار است خود را در میان مصاحبه ای برای گرفتن یک شغل می بیند، آن شغل چیزی نیست جز دستیاری یکی از بزرگترین وکلای آمریکا «هاروی اسپکتر». با اینکه مایک هیچ تحصیلاتی ندارد اما با نبوغ خارق العاده خود هاروی را مجبور به انتخاب خود می کند اما...
بر اساس شخصیت هایی از کتابهای تری پراچت. یک گروه از پلیسهای بدردنخور، پس از سالها درماندگی، تصمیم میگیرند شهر به فساد کشیده خود را از یک فاجعه نجات بدهند.
داستان سریال در مورد دو دوست به نام های “اسکار مدیسون” و “فلیکس انگر” می باشد که پس از اخراج از خانه هایشان توسط همسرانشان، حال این دو نفر سعی می کنند با یکدیگر زنندگی بکنند، اما عقاید آنها در خانه داری و روش آنها در زندگی با یکدیگر بسیار متفاوت است…