گذشت زمان، خاطرات شبِ درگذشت مادر را، که درهم شکسته و مبهم بود، در ذهن فرزندان زنده میکرد. میل به یادآوری خاطرات، بار دیگر زخمهای کهنهی یک خانوادهی ازهمپاشیده را تازه کرد.
بو (کتی یوئن) پس از از دست دادن 90 درصد بینایی خود در یک تصادف رانندگی، به عنوان یک زن نابینا با زندگی جدیدی سازگار می شود. در حالی که شوهرش برای یک سفر کاری از او دور است، غریبه ای وارد خانه او می شود و او را گروگان می گیرد. زمانی که مهاجم او را تحت یک سری شکنجه های روحی و روانی قرار می دهد، بو باید برای زنده ماندن به عقل خود تکیه کند...
نگهبان سابق "تانگ" به دلیل دریافت رشوه زندانی می شود، در حالی که "جون" موفق به فرار از زندان نشده بود برای ادامه گذراندن دوران محکومیت خود به زندان باز می گردد. جون می بیند که تانگ با زندان آشناست و او را به همکاری در برنامه فرار می کشاند...
پلیس مخفی هنگ کنگی به نام لوک، در تلاش برای برملا کردن قاچاق مواد مخدر باندها، با توطئههای پیچیدهای درگیر میشود که هم تبهکاران و هم نیروهای پلیس در آن نقش دارند.
هو چون، یک کارآفرین جوان، به زندان فرستاده می شود. هو چون با اجرای فلسفه خود در دنیای تجارت مبنی بر اینکه پول می تواند هر مشکلی را حل کند، به بیگ رولر، کین تین، اسکار و هو چینگ مبلغ قابل توجهی پول برای کمک به او برای فرار از زندان پیشنهاد می کند...
جن ها پس از گرفتن جان بیشمار ، در نبرد بزرگ با شیاطین پیروز شدند. با این حال ، رهبر فرقه کونلون آنها یو چینگزی به خاطر شاگرد جوان خود شیائو هه درگذشت. 500 سال آرام ، شیائو او خود را رو در رو با یو چینگزی زنده شده می بیند.
یک تروریست که تخصص اش مواد منفجره است تونلی زیرزمینی را تحت اختیار خود می گیرد و تهدید می کند که اگر خواسته هایش را برآورده نکنند، گروگان ها را میکُشد...
هنگامی که مجموعه ای از انفجارهای مهیب در کشور هنگ کنگ رخ می دهد مامور سابق دفع بمب ، در اثر انفجار مجروح می شود و به کما می رود. اما وی پس از این ماجرا به مظنون اصلی و شماره یک پلیس تبدیل می شود و…
یک متخصص پزشکی قانونی زحمتکش و دستیارش در حین کار در سردخانه به طور ناگهانی توسط مهاجمانی نقاب دار که خواستار دسترسی به یک جسد که در یکی از جنایات اخیرشان به قتل رسیده هستند و ....