در پاریس، جسد دختر جوانی با لباس شب در میدان پاریس پیدا می شود . کمیسر "میگرت" سعی می کند او را شناسایی کند و سپس بفهمد که چه اتفاقی برای قربانی افتاده است...
قصه برگرفته از رمانی به همین نام اثر ژان تیله میباشد و درباره خانوادهای است که فروشگاهی که لوازم مورد نیاز برای خودکشی را میفروشد، اداره میکنند. اما بعد از به دنیا آمد فرزند، خانواده تمرکزش بروی کار را از دست میدهد. فرزندی که هر کسی اطرافش باشد را خوشحال میسازد…
دو برادر به تعطیلات تابستانی می روند تا مادرشان را در سن ژان دو لوز ملاقات کنند. برنامه این بود که به تنهایی به سفر جاده ای برادران در سراسر فرانسه بروند، اما یک زن جوان جذاب در مسیر آنها قرار می گیرد ...
فرانسوا (دانیل اوتویل)، یک دلال عتیقه پاریسی، زمان و تمایل کمی برای روابط شخصی دارد. هنگامی که شریک تجاری او (ژولی گایت) او را به چالش می کشد تا ثابت کند که دوستی دارد، فرانسوای بی رفیق سعی می کند یکی را پیدا کند. وقتی تلاشهای رقتانگیز او با شکست مواجه میشود، یک راننده تاکسی (دنی بون) را استخدام میکند تا به او بیاموزد چگونه یک دوست واقعی بسازد و نگه دارد...
«آنا» (بونر) در نخستین وعده ی ملاقاتش با «دکتر مونیه ی» روان کاو (دوشوسوی)، به خطا وارد دفتر «ویلیام فابر» (لوشینی) وکیل مالیاتی می شود و او را به جای دکترش می گیرد و رازهایی را بر او فاش می کند. حتی وقتی «آنا» به اشتباهش پی می برد باز نزد «فابر» تنها و وسواسی بر می گردد، چون تشخیص داده که او شنونده ی خوبی است…
در یکی از مستعمرات کوچک فرانسه،مردی مست به همراه دوستش دست به یک قتل می زنند.دوستش به اعدام به گیوتین و او به کار اجباری محکوم می شود.او پس از این اتفاق تغییر کرده و تبدیل به مردی خوب و محبوب می شود...
«آدل» (پارادی)، یک شب روی پلی بالای رودخانه ی سن ایستاده و به فکر خودکشی است که ناگهان مردی به نام «گابور» (اوتوی) به او نزدیک می شود. «گابور» به او می گوید که در کلوب های شبانه چاقو می اندازد و مدتی است به دنبال یک هدف انسانی می گردد که برایش کار کند و می پرسد آیا «آدل» مایل است با او هم کاری کند یا خیر.
دو فرد خیالی از زمان گذشته, شانس یکسانی برای سرپرستی دختری زیبا و جوان دارند. اما قبل از اینکه دقیقاً اسم فرد مورد نظر اعلام شود ، مجبور می شوند برای نجات او از شر اوباش ، تلاش کنند...
«گره گو آر پونسه لودون» (برلینگ)، آب شناس جوان، منطقه ی روستایی اش «لادومب» را ترک می کند تا پروژه ی پیشنهادی خود در زمینه ی خشک کردن باتلاق های منطقه را تقدیم حضور مقامات درباری کند. اما متقاضی ورود به دربار، در فرایندی که طی می کند باید مواظب باشد چهره ی مسخره ای از خود عرضه نکند – چرا که همین مقوله می تواند به زندگی حرفه ای متقاضی پایان دهد و حتی گاه، به بهای از دست دادن زندگی اش تمام شود…
سه کمدین مسن در پایان دوران حرفه ای خود تصمیم می گیرند با یک تولید خانگی به امید بازگشتی موفق وارد جاده شوند. با این حال، آنها با موانع متعددی روبرو می شوند...
از 40 کارگردان بین المللی درخواست می شود با استفاده از اولین دوربین فیلمبرداری که توسط "برادران لومیر" ساخته شده و تحت شرایطی شبیه به سال 1985 فیلمی کوتاه بسازند...
“آنتونی” دوازده ساله عمیقا عاشق یک آرایشگر خوشگذرن است،تجربه ای که هیچگاه فراموش نمی کند.بعدها در زندگی اش او تلاش می کند این احساس را به همراه “ماتیلد” زنی که ازدواج کرده به دست بیاورد …
"آقای هایر" مردی کج خلق و میان سال است که در فرانسه زندگی می کند.او دوست ندارد با دیگران صحبت کند.زن جوانی به قتل می رسد و کارآگاه پلیس به او مشکوک می شود چون همسایگانش تصور می کند او عجیب و غریب است...