مادر بزرگ 72 ساله ای به نام «مال سون» که از تنهایی و زندگی مجردیش لذت می برد. روزی «گونگ جو» و خواهر کوچکش نزد مال سون رفته و خود را نوه او معرفی می کنند و از آن زمان به بعد، زندگی آرام مال سون دستخوش تغییراتی می شود...
چوی هیون به کره جنوبی می آید تا به مراسم تشییع جنازه دوستی برود. او در دانشگاه پکن در چین تدریس میکند و با یک زن چینی ازدواج کرده پس از مراسم تشییع جنازه ، چوی هیون تصمیم به بازدید از شهر میگیرد او به یک کافی شاپ میرود در ان جا با یک زن که صاحب انجا است آشنا می شود و ...
دکتر موفق یو سه پونگ در یک توطئه درگیر می شود و از قصر بیرون رانده می شود. او جی هان را در روستای گیسو ملاقات می کند و یاد می گیرد که کسانی را که از بیماری روانی رنج می برند درمان کند. سی پونگ با یافتن علت احساسات دلشکسته آنها و نوشتن نسخه ای برای خوشبختی با یون وو، به عنوان یک روانپزشک واقعی بزرگ می شود.
هی جو در گذشته روزهای بد و سختی را گذرانده است. اما اکنون یک نقاش و مقاله نویس موفق است. شوهرش در بیمارستان کار میکند و دو فرزند دارند. زندگی آنها بسیار خوب است، اما هی جو احساس می کند که وقت خود را بیهوده می گذراند. تا اینکه با زنی آشنا می شود که او را یاد دوران جوانی خودش می اندازد…