یک سارق حرفهای و دوست پسر سابقش برای سرقت ۱۰۰ میلیون دلار طلای آبشده که در یک هواپیمای مسافربری ۷۷۷ در حال حمل است، نقشه میریزند و با هم همکاری میکنند.
این فیلم در آینده ای نزدیک جریان دارد و داستان سفر طولانی سی مرد و زن جوان به فضا را روایت می کند. آن ها طی یک ماموریت چند نسلی به دنبال یافتن خانه ای جدید هستند. این ماموریت به دیوانگی کشیده شده و...
این فیلم داستان یک نوجوان انگلیسی از تبار پاکستانی به نام جاوید (با بازی ویویک کالرا) را حکایت میکند که در سال ۱۹۸۷ در شهر لوتون انگلستان زندگی میکند و در حال بزرگ شدن است. او در میان آشفتگیهای نژادی و مشکلات اقتصادی که در این برهه زمانی وجود داشت، شعر مینویسد. او قصد دارد از همین شعر نوشتن به عنوان یک راه فرار از شهری که در آن ساکن بود و دیگر قدرت تحمل کردنش را نداشت و همچنین پدر سنتی و غیرقابل انعطاف خود، استفاده کند. اما زمانی که یکی از همکلاسیهایش، موسیقی بروس اسپرینگستین را به جاوید معرفی میکند، او میتواند یک برابری و شباهت را بین زندگی طبقه کارگری خود و آن اشعار قدرتمند ببیند. به همین ترتیب جاوید نه تنها یک مسیر خوب برای زندگی خود پیدا میکند، بلکه بعد از گذشت مدتی این جسارت را در خود مییابد که با صدای منحصربهفردی که دارد، خود را ابراز کند و به نمایش بگذارد.
داستان این سریال در مورد "مونا" می باشد که با همسرش در لندن زندگی می کنند. زندگی خانوادگی آنها هنگامی که برادر "مونا" به طور وحشیانه در حالی که برای خیریه پزشکی در خارج از کشور کار می کند، کشته می شود، نابود می شود...