مکس ترزدی یکی از کارآگاهان سابق پلیس و یک فرد الکلی است. همسر سابق او، جورجیا، به او اطلاع می دهد که پسرشان، جف، به همراه برادرش، فرد، ناپدید شده اند. تحقیقات مکس او را به یکی از شریکان نادلچسپ فرد به نام دکتر الدر می رساند. اما این دختر به قتل رسیده و مکس دستگیر می شود...
«جیم "لاکی" مور (با بازی آلن جونز)، یک فروشنده بیمه، یک طرح بیمه جدید و عجیب برای دوستش، استیو (با بازی رابرت کامینگز) پیشنهاد میدهد: یک «بیمهنامه عشق» که در صورت ازدواج نکردن استیو با نامزدش، سینتیا (با بازی نانسی کلی)، یک میلیون دلار به او پرداخت میکند. اما این ازدواج در آستانه به خطر افتادن است؛ زیرا میکی (با بازی پگی موران)، دوستدختر سابق استیو، و همچنین خاله کیتی، که با این ازدواج مخالف است، در این ماجرا دخالت میکنند.»
ورود لیسانسه های ثروتمند به شهر باعث ایجاد سروصدایی می شود وقتی خانواده هایی که دارای دختران مجرد هستند به شدت به دنبال نامزدی ، از جمله خانواده بنت ، با پنج دختر واجد شرایط هستند.
لرد "برنستد" پیشخدمت انگلیسی خود "راگلز" را از دست می دهد.صاحبان جدید او "اگبرت" و "افی فلود" او را به شهری دور افتاده در واشینگتن می برند.اما وقتی مردم او را به مرد ثروتمند انگلیسی اشتباه می گیرند،او برای خود اسم و رسمی بدست می آورد و...
"جان گلیدن" ثروتمند که در حال مرگ است،با توجه به نارضایتی از اقوام و همکاران خود،تصمیم می گیرد در عوض دادن پولهایش به آنها،میلیونها دلار را صرف غریبه هایی در سطح شهر کند.او چند نفر را به طور اتفاقی انتخاب می کند و...