چند دانشجوی پردردسر توسط یک دختر مرموز ربوده شده و مورد تجاوز قرار میگیرند. اکنون آنها ماموریت دارند تا با جاسوسی از تمام دختران دهکده خود، مقصر را پیدا کنند...
داستان فیلم در مورد یک سری قتل های زنجیره ای می باشد که تنها مشخصه مشترک بین آنها جای اثر دندان های موجودی عجیب می باشد در همین حین پرونده برای رسیدگی به بخش قتل پلیس کره ارجاع داده می شود تا در مورد این قتل ها تحقیق کنند و ...
این فیلم داستان دختری جوان به نام "آناستازیا" را روایت میکند که در زندگیاش با ماجراهای مختلفی روبرو میشود که باید تلاش خود را بکند تا به هدفش برسد و …
این داستان دو زن، سئو جونگ اون و هان یو کیونگ را روایت میکند که برای رسیدن به هدف خود، راههای متفاوتی را طی میکنند. سئو جونگ اون زنی شجاع و قوی است که زندگی سختی را تجربه کرده و در یتیمخانه بزرگ شده است، اما با وجود اینکه خودش به عشق و احساسات نیاز دارد، همچنان به دور از خود، با دلسوزی از اطرافیانش مراقبت میکند. جونگ اون امیدوار است با تبدیل شدن به یک ستاره، مادر خود را پیدا کند و با طبیعت بیگناه و پاک خود، سعی میکند به هدفش دست یابد و رنجهایش را فراموش کند. به مقابله با این شخصیت، هان یو کیونگ یک راز تولدی دارد که به دنبال انتقام از آن، همه چیز را میتواند به خطر بیفکند. عنوان "پرنده خاردار" به شخصیت سئو جونگ اون اشاره دارد، که تنها با پرداختن هزینههای بسیاری قادر است به بهترین حالت خود برسد. پرنده خاردار یک پرنده افسانهای است که از روز تولد، در جستجوی یک درخت خاردار است. وقتی درخت را پیدا میکند، پرنده خود را با تیزترین خار آن میکشاند و با تحمل درد شدید، زیباترین آوازی که هیچگاه شنیده نشده، میخواند.
داستان این سریال درباره ی نخست وزیر کره جنوبی است که به طور نا باورانه ای در یک موضوع پیش پا افتاده به دام می افتد و صحبت هایی از او به میان برده می شود که یاعث می شود او حتی به فکر استعفا هم بیفتد اما به دلایلی این کار را انجام نمی دهد. نخست وزیر با مشغله ی کاری فراوانی که دارد باید همیشه تمام هوش و حواس خود را جمع کند تا بتواند به کارهای مملکتی برسد و از طرفی هم باید حواسش جمع باشد تا تمام وزرا کارشان را به خوبی انجام دهند زیرا تمام مسئولیت هیئت دولت بر عهده ی اوست. در ادامه سریال خواهیم دید که او با چه مشکلات و مسائلی روبرو می شود.
لیم جو گیونگ ( Moon Ga Young ) دختر دبیرستانیست که نسبت به همه چیز خوش بین و مثبت است به جز ظاهر خود! او از اینکه در فضای عمومی بدون آرایش دیده شود متنفر است ، اما خوشبختانه با کمک کمی از آموزش های ویدئویی اینترنتی ، به یک متخصص آرایش خودآموز تبدیل شده است. آنچه او به صورت آنلاین آموخته است زندگیش را متحول کرده است و در مدرسه ، به عنوان یکی از زیباترین دختران کلاس شناخته می شود. از طرفی لی سو هو ( Cha Eun Woo ) که در همان مدرسه درس میخواند تنها شخصیست که چهره بدون آرایش جو گیونگ را دیده است ، لی سو هو دانش آموزی درجه یک و با مهارت در بسکتبال، فردی جذاب و کراش بسیاری از همکلاسی هایش است اما رازهایی دارد که بخاطر آن ها از مورد توجه قرار گرفتن دوری میکند تا اینکه…
قصه ی یک پادشاه و خانوادهاش که برای حفظ امپراتوری تلاش میکنند را بازگو میکند و مضمون آن هم به احقاق حق و عدم تغییر سرنوشت ازلی انسانها برمیگردد. امپراتور پدر میخواهد برای “لی هون” ولیعهد خود همسر انتخاب کند. لی هون، عاشق دختری به نام “یئون وو” میشود و از پدرش میخواهد که آنها را به ازدواج هم در آورد. “یئون وو” که دختری اشراف زاده هست همسر ولیعهد میشود و همه از هوش و درایت او تعجب میکنند. ملکه مادر و دیگر وزیرها که از انتخاب او برای همسری ولیعهد ناراضی هستند برای او تلهای میگذارند که “یئون وون” محکوم به مرگ میشود…
در دوره ای که زن ها اجازه تحصیل نداشتند کیم یون هی (Park Min young) از بچگی خودشو با هویت برادرش یعنی با لباس پسرونه جا میزنه تا بتونه توی بازار بعنوان نویسنده کار کنه. او بعدا مجبور میشه به دانشگاه “سونگ کیون کوان” بره و بعنوان دانشجو زندگی کنه، دانشگاهی که همه ی دانشجوهاش پسرن! توی دانشگاه با سه نفر آشنا میشه که یکیشون سون جوونه (Park Yoo chun) که خیلی به قوانین اهمیت میده. یکی دیگه ش هم جه شینه (Yoo Ah in) که قوانین دانشگاه رو زیرپا میذاره و همه ازش میترسن. بعدی هم یونگ ها (Song Joong ki) یه آدم شوخ طبع و خوشگذرونه و توی دانشگاه خیلی معروفه…
یون دان اوه (Kim Hye Yoon) دانش آموز هفده ساله از خانواده ثروتمندیست که از یک بیماری قلبی دائم العمر رنج برده و به زودی میمیرد. نامزد او بک کیونگ (Lee Jae Wook) است که به دان اوه علاقه ای ندارد، به همین خاطر یون دان اوه تصمیم میگیرد که عشق واقعی خود را پیدا کند. تا اینکه با شخصی آشنا میشود که هیچ نامی نداشته و دان اوه اسمش را هارو ( Ro Woon ) میگذارد. او به طور اتفاقی می فهمد که او و اطرافیانش تنها شخصیت های یک مانهوا هستند و اتفاقاتی که رخ میدهد توسط یک نویسنده نوشته میشود…