سنپاتی، که در گذشته مبارزی آزادیخواه بود، اکنون به یاغیای تبدیل شده که علیه فساد میجنگد. او به کشور بازمیگردد تا به جوانی که با انتشار ویدیو در اینترنت، پرده از فساد سیاستمداران برمیدارد، یاری رساند.
راتنام، دستیار یک سیاستمدار، دختری را که در معرض خطر بود نجات میدهد و به او کمک میکند. داستان درباره مدت زمانی است که راتنام میتواند از این دختر محافظت کند.
یک افسر پلیس مخفی به ماموریتی می رود تا یک رئیس جنایتکار را دستگیر کند و یک سیاستمدار را نجات دهد. با این حال، دیدگاه او نسبت به خیر و شر تغییر می کند ...
تیروچیترامبالام با پدر و پدربزرگش زندگی می کند. او پدرش را مقصر از دست دادن مادر و خواهرش می داند و با پدربزرگش رابطه خوبی ندارد. در این میان، زندگی عاشقانه او چندان موفق نیست...
داستان یک تاجر و یک مرد خوش شانسی که در طی یک قرار ملاقات ازدواج با یکدیگر ملاقات می کنند اما در نهایت با هم متحد می شوند تا خودشان یک کامیون غذا راه اندازی کنند.