سه فرزند و پدرشان از لس آنجلس، کالیفرنیا به ادمونتون، آلبرتا نقل مکان می کنند. هنگامی که آنها به خرید در مرکز خرید وست ادمونتون می روند، پول نقد تقلبی پیدا می کنند، ناخواسته به دستگیری کلاهبرداران کمک می کنند و در مورد بابانوئل کشف می کنند.
یک پسر جوان نمی تواند دوست جدید مادرش را قبول کند. او یک وکیل است و تلاش زیادی برای جلب توجه و احترام این پسر می کند. در همین حین یکی از اقوام یکی از مجرمانی که این وکیل او را تعقیب قانونی کرده بود به دنبال انتقام جویی از او می باشد...
زمانی در زندگی فرا می رسد که مردم ، ناتوان به نظر می رسند و هر چه تلاش کنید، هیچ چیز درست نمی شود. چنین چیزی برای لری باروز که در زندگی گم شده بود اتفاق افتاد...