در سال 1956 یک مرد آمریکایی به نام مایکل که دانشجوی رشته ی فلسفه هست تصمیم میگیرید به هند سفر کند . وی تصمیم می گیرد که برای اخرین بار در رقابت های Burningbush گلف اسکاتلند شرکت کند...
«مايکل فرادي» (بريجز)، استاد دانشگاهي است که همسرش - مأمور FBI - هنگام انجام وظيفه، توسط اعضاي يک گروه تروريستي دست راستي به قتل رسيده است. «مايکل» آرام آرام مشکوک مي شود که خانواده ي «لانگ» که به تازگي به همسايگي او آمده اند، تروريست هستند...
در آینده ای نه چندان دور، مردی با مشکلات ژنتیکی، آرزوی دیرینه ای برای رفتن به فضا دارد. جامعه «وینسنت فریمن» را بخاطر آرایش ژنتیکی نامناسبش در انسان های رده پایین قرار داده است، و او تنها می تواند در شغل های سطح پایین مشغول به کار شود. برای رسیدن به آرزویش، او هویت «جروم مورو»، شخصی با مشخصات ژنتیکی کامل، که بر اثر یک تصادف اتومبیل فلج شده است را جعل می کند. به کمک یک شخص حرفهای، وینسنت موفق می شود در تست دی.ان.ای و نمونه های ادرار، تقلب کند. اما زمانی که نهایتا برای یک سفر فضایی انتخاب می شود، مدیر برنامه هایش کشته شده و پلیس تحقیقاتی را آغاز می کند و هویت جعلی او در معرض خطر قرار می گیرد …
"زنرال رنسر" دنیا را بوسیله موشکی که در یک پایگاه سری مخفی کرده تهدید به نابودی می کند.اما برای رسیدن به هدفش او به یک تراشه کامیپوتری که توسط پروفسور "یوکرینسکی" اختراع شده احتیاج دارد.مامور ویژه "دیک استیل" مامور رسیدگی به این پرونده می شود و برای جلوگیری از بدتر شدن اوضاع با "ورونیک" دختر "یوکرینسکی" همکاری می کند...