داستان یک زوج را روایت میکند که یکی از آنها افسر پارک ایالتی است. آنها در حالی که با غم ناپدید شدن پسر نوجوانشان دست و پنجه نرم میکنند، با معمایی محلی نیز روبرو میشوند. این معما نه تنها زندگی آنها را تحت تأثیر قرار میدهد، بلکه روابطشان را نیز به چالش میکشد و در نهایت، آنها را در مرز واقعیت و خیال قرار میدهد.
آورورا در تمام زندگی خود از مادرش می دانست که توانایی های مافوق بشری آنها نیز آنها را خطرناک می کند. اکنون، اورورا در یک شب سرنوشتساز و مرگبار، کشف خواهد کرد که آیا مادرش راست میگفته است...
داستان ابیگل آرچر جوانی در زمستان مونتانا در طول دهه 1870 به تنهایی که برای بقای خود و برای پس گرفتن یک دارایی زمینی خود، یک اسب خانوادگی، با یک باند راهزنان تشنه به خون مبارزه می کند...
پس از ماهها انزوا، ایشروود «ایش» ویلیامز میفهمد که بیشتر مردم جهان درگیر یک بیماری مرموز شدهاند. با این حال، ایش علیرغم غرایز خود برای انزوای بیشتر، مسئولیت توسعه یک تمدن جدید را بر عهده دارد.