راننده تاکسی بیبندوباری که به روابط متعدد و نامشروع علاقه دارد، تصمیم میگیرد به خواهر زیبای دوست دخترش که در مخمصه و گرفتاری قاچاقچیان مواد مخدر گرفتار شده، یاری برساند و به او کمک کند.
اسمالند، سوئد، اواسط قرن نوزدهم. یک خانواده کشاورز با زمین صخرهای و تسلیم ناپذیر خود مبارزه میکنند و تصمیم میگیرند سفری سخت را به سوی امیدی جدید در آمریکا آغاز کنند...
"وولگر" به همراه تئاتر خود به شهری وارد می شود.مردم شهر پس از اطلاع یافتن از اتفاقات عجیب برنامه های گذشته او درخواست می کنند قبل از صدور اجازه برای اجرای عمومی برنامه،او برای آنها برنامه خود را اجرا کند.بعضی از مردم شهر تلاش می کنند آنها را به عنوان متقلب معرفی کنند اما او و گروهش بسیار باهوش هستند...
« پروفسور بورگ » ( شوستروم ) همراه عروسش ، « ماریانه » ( تولین ) که در زندگى زناشویى با همسرش ( بیورنستراند ) مشکل دارد ، براى دریافت دکتراى اقتصاد ( در پنجاهمین سالگرد فارغ التحصیلىاش از دانشگاه ) به لوند میرود .
آدم ها با خصوصیات منفی چگونه به وجود می آیند ؟ فیلم بیانگر این موضوع است که زمانی شخصی تخریب یا پس زده میشود چگونه به بقیه افراد حس خود را منتقل میکند...
فيلم با طنز جالب و ديالوگ هاي فراوان، موضوع روابط عاشقانه ميان چند زن و مرد را به چالش مي کشاند، يک جورهايي فيلم حکايت همان پند مهم هميشگي است که هرکسي بايد با آنکه مطابق طبعش است زندگي کند. برگمان با نگاهي پيچ در پيچ در اين فيلم عشق و ازدواج را در زواياي محتلف به ترسيم کشيده است
"هری لاند" نوجوان نوزده ساله با "مونیکا" هجده ساله،دختری بی پروا و سرکش آشنا شده و عاشق یکدگیر می شوند.آنها خانواده و کار خود را در شهر کوچک خود رها کرده و به وسیله قایق پدر "هری" به جزیره ای دور افتاده رفته و تابستان را در آنجا سپری می کنند...
"جولی" جوان به همراه پدرش در عمارت بزرگی در اواخر قرن نوزدهم زندگی می کنند. او اخیرا نامزدی خود را به هم زده اما به یکی از خدمتکارانش علاقه مند است. آنها یکی از شبهای تابستان را با هم سپری کرده و از خاطرات و رویاهایشان به هم می گویند. در این میان آنها تصمیم می گیرند به سوئیس بگریزند و...
معلم ریاضی یک کارگردان با ایده یک فیلم نزد او می رود،"شیطان اعلام می کند که زمین همان جهنم است".او ایده معلم را رد می کند اما اتفاقاتی که در زندگی نویسنده ای که دوست اوست و زنی که عاشقش است به نظر می رسد ایده معلم را اثبات می کند و...
"مگی" پس از جا ماندن از قطار با "دیوید" آشنا شده و شب را به همراه او می گذراند.آنها که پولی ندارند وارد یک کلبه تابستانی می شوند.مالک کلبه پیشنهاد اجاره به آنها را می دهد اما انگیزه دیگری دارد.در زندگی مشترک آنها باید با گذشته خود روبرو شده و با همسایه ها و مقامات روبرو شوند...