سیلو، دختری که معتقد است با دیدن مرگ دو معشوقه اش در شرایط غم انگیز، نفرین شده است، در شهر کارکاسون در جنوب فرانسه با سرپرست فرزندخواندش آقای تولزاک زندگی می کند...
"اونوره پانیس" که در حال مرگ است، دوستان، همسر و پسر خود را کنارش دارد. او در مقابل دوستانش به کشیش اعتراف می کند. اما او نمی تواند خود را قانع کند تا به پسر خود بگوید که او پدر واقعی اش نیست...
جوانی که در نزدیکی خانهاش با یک گروه فیلمسازی برخورد میکند، تشویقهای زیادی برای شغل رؤیایی خود، یعنی ستاره شدن در سینما، دریافت میکند؛ تشویقهایی که صرفاً طعنه و کنایه اعضای تیم فیلمسازی است. این ویژگی شخصیتی به نام اشپونتز (schpountz) است: کسی که خود را کمدین مادرزاد سینما میبیند و نسبت به انتقادات و ایرادات واردشده به رؤیایش کور و بیتوجه است. پس از آنکه او یک قرارداد ساختگی را که کورکورانه...
پنج کارگر بیکار با قرعه کشی ملی 100000 فرانک برنده می شوند. آنها به جای تقسیم پول، خرابه ای می خرند و کافه ای در فضای باز می سازند. اما مشکلاتی پیش می آید که گروه دوستانه آنها را از هم جدا کند...
"په په لوماکو" گنگستری اهل پاریس در یک قلعه الجزایری مخفی می شود.او در آنجا امنیت داشته و می تواند از چنگال پلیس در امان بماند.اما پس از دو سال آزادی خود را از دست می دهد.او با "گبی" توریستی پاریسی و زیبا آشنا شده و عاشقش می شود...
« ماریوس » ( فرهنه ) پسر کافه دارى به نام « سزار » ( رمو ) است، که به « فانى » ( دومازى )، علاقه مند مىشود. رابطه ى آن دو، سفرهاى دور و دراز « ماریوس » را به دنبال دارد و پس از چندى « فانى » با مرد بیوه ى پولدارى به نام « پانیس » ( شارپن ) ازدواج مىکند.