Pink Floyd: Live at Pompeii نام یک کنسرت فیلم است که در آن گروه موسیقی پراگرسیو راک پینک فلوید در آمفیتئاتر پمپئی واقع در پمپئی ایتالیا به اجرای آهنگهای خود میپردازد. این اجرا بدون هیچ تماشاگری اجرا و ضبط شد. کارگردان این کنسرت فیلم آدریان میبن است.
دو مسافر از کاروانسرا به مسافرخانه ای توسط شیطان عذاب داده می شوند ، اما شیطلان قصد دارد تا حسن نیت خود را به آن ها نشان دهد (قبل از اینکه آن ها را به قعرجهنم بفرستد).
این فیلم موج سوارانی را به تصویر میکشد که با طبیعت هارمونی خاصی دارند. و تختهها (و خانههای خود) را در حالی که در جستجوی موج در سراسر سواحل شمال شرقی استرالیا، بالی و هاوایی سفر میکنند، میسازند...
در زمانی (در آینده) در لندن الکس دلارج (مکداول) رئیس دوستانش (یا Droogs) است یعنی پیت (مایکل تارن)، جورجی (جیمز مارکوس) و دیم (وارن کلارک). یک شب آنها بعد از مستی بخاطر نوشیدن میلک پلاس (شیری که با مواد روانگردان مخلوط شده) بدنبال انجام یکی از آن «خشونتهای افراطی» میروند؛ ابتدا پیرمردی ولگرد (با بازی پائول فارل) را کتک میزنند و بعد با گروه بزهکار رقیب که بیلی بوی (ریچارد کانات) آنها را رهبری میکرد کتککاری میکنند. یک ماشین میدزدند و به خانهٔ نویسنده اِف. الکساندر (پاتریک مگی) میروند و آنقدر آقای الکساندر را میزنند که برای بقیه عمرش زمین گیر میشود. سپس الکس درحالیکه آهنگ معروف آواز زیر باران را میخواند به همسر آقای الکساندر (آدرین کُری) تعرض میکند.
نگاهی صمیمی به زندگی حرفه ای دیوید لین، این مستند در سال 1971 توسط توماس کریون شامل مصاحبه ای گسترده با کارگردان است که درباره کار و رویکردش به فیلمسازی بحث می کند...
زنی به ظاهر شاد و مادری سوئدی، رابطه ای پنهان با باستان شناسی خارجی که در نزدیکی خانه اش کار می کند را آغاز می کند. اما مرد از نظر عاطفی دچار مشکل است و...
این مستند نمای منحصربهفردی از رهبر کوبا را ارائه میکند که حاوی تصاویر آرشیوی جذاب از حمله به خلیج خوکها و صحنههایی از چه گوارا - در کنار مصاحبه با زندانیان سیاسی است.
گزارشگری که تبهکاران را تعقیب می کند و کارآگاهی که آنها را دستگیر می کند، به تحقیق درباره قتل های زنجیره ای می پردازند که آنها را به یک توطئه بسیار بزرگتر سوق می دهد.
یک محافظ سابق توسط شکست های گذشته اش تسخیر شده است. پس از غواصی در یک سوراخ خرگوش از سرنخ های درهم، او خود را برای محافظت از مدیر عامل یک شرکت جنجالی گوشت تولید شده در آزمایشگاه که همچنین یکی از بازماندگان حمله سرنوشت سازی است که زندگی او را تغییر داد، استخدام می کند.
ستاره جدیدی به نام «پینو» به نام «آقا. گربه (شاهزاده گربه)» با تصویری سرد و هوشیار در «مهد کودک سگ» به عنوان کارگردان کاریزماتیک کار می کند. در کنار «دبیول»، «کی مین» و مدیر بیمارستان دامپزشکی «جون هیوک». آنها درگیری را تجربه می کنند و از طریق درگیری دوستی ایجاد می کنند ...
“ساخت مافیا” یک مستند هشت قسمتی است که در سال 1905 شروع شده و بیش از 50 سال را پوشش می دهد، ردپای پنج خانواده اصلی را که منجر به مافیای مدرن آمریکا شد دنبال میکند.
نینجای سابق جو هیگان پس از فرار از قبیله خود و فرار به مناطق روستایی آمریکا در کمین قاتلانی قرار می گیرد که به دنبال انتقام خونین از او و خانواده اش به خاطر خیانتشان هستند.
وقتی آبروی خانواده اش خدشه دار می شود، گو گان با یک تصمیم سخت مواجه می شود. پسر یک بازیکن حرفه ای پوکر، گان می داند که چقدر این حرفه می تواند آسیب زا باشد، اما پیوستن به لیگ پوکر کره ممکن است تنها راه نجات خانواده اش باشد. گان با تشویق دانشجوی انتقالی چا سه یانگ، این قدرت را پیدا میکند که ترسهایش را کنار بگذارد و با مشکلاتش رودررو مقابله کند. با سه یانگ در کنارش، آیا مهارت و اراده او در نهایت برای او پیروزی به ارمغان می آورد؟
چا سو هیوک بدون هیچ هدف یا انگیزه ای صرفاً وقف بقا در زندگی خود است، تا اینکه یک روز با لی یون دایی، دوست دوران دبیرستان خود دوباره متحد می شود و در نهایت به دلیل یک شرایط غیرمنتظره با هم زندگی می کنند.
لی دونگ شیک (Shin Ha-Kyun) که قبلا یک کاراگاه توانا و ماهر بود طی اتفاقی از زندگی پرهیجانش فاصله گرفته و در پست پلیس در یک شهر کوچک مشغول و تمام کارهای خسته کننده ایستگاه را انجام میدهد ، اما یک روز هان جو وون (Yeo Jin-Goo) که یک کارگاه نخبه است و پدرش مسیر کوتاهی برای رسیدن به سمت رییس پلیس ملی شدن دارد به همان ایستگاه منتقل شده و ریاست آنجا را به عهده میگیرد. آنها با یک قتل که مربوط به پرونده قتل های سریالی 20 سال پیش است و زندگی لی دونگ شیک را تغییر داده ، مواجه میشوند و آرامش آن شهر از بین میرود ، بنابراین تلاش میکنند تا با کمک هم این پرونده را حل کنند …
پرنسس ناک-رانگ، دختر پادشاه نانگنانگوک، عاشق هودونگ، جاسوس گوگوریو شد. او برای کمک به هودونگ در حمله به نانگنانگوک، طبلهای کشورش (طبل آسمانی به نام جا میونگ (جا میونگ گو) که هنگام حمله دشمنان به صدا در می آمد) را پاره کرد. اما داستان عاشقانهی آنها به دلیل علاقهی خواهر بزرگتر ناک-رانگ، جا میونگ، به هودونگ، پیچیدهتر شد.
کیم مو یونگ (Choi Jin-Hyuk) زامبی که 2 سال است از خواب برخواسته و در روستایی در کنار مردم عادی توانسته است زندگی کند و مکالمه و گفتار خود را برگرداند ، بالاخره بعد از 2 سال به شهر برمیگردد و به کاراگاهی تبدیل میشود که سعی دارد حافظه از دست داده خود را پس از تبدیل شدن به زامبی برگرداند و …