جیمز پاورز 16 ساله پس از مرگ مادرش خود را گم کرده و مجبور می شود با سه خاله ایرلندی خود زندگی کند. در یک آخر هفته خوش شانس، او یک تجارت بسیار موفق را شروع می کند که مجلات غیرقانونی را در بازار سیاه می فروشد...
در شب سال نو در سال 1944، خلبان جنگنده مایک کلارک (اندرو کیگان) با برادرزاده آل کاپون شرط بندی می کند که می تواند پنج هواپیمای دشمن را ساقط کند. قبل از اینکه مایک بتواند سهمیه خود را پر کند، در یک روستای دورافتاده ایرلندی سرگردان می شود. در آنجا، خلبان جنگنده وارد نبردی از نوع متفاوت می شود که با زن آتشینی به نام مگی (جید یورل) آشنا می شود...
همسر دزموند پس از کریسمس 1953 او و 3 فرزندشان را ترک میکند. از آنجایی که او در دوبلین بیکار است، مقامات بچهها را در یتیمخانهها میگذارند. وقتی شغلی پیدا می کند، سعی می کند بچه هایش را پس بگیرد...
یک مرد سرسخت ایرلندی از طرف مردمش مامور می شود تا به آنها در خلاصی از دستان توسعه دهندگانی که می خواهند یک نیروگاه شیمیایی در اطراف شهر تاسیس کنند کمک کند...
داستان سریال از این قرار است که سه تا کشیشن که تو یه جزیره ساکت تو کلیسا زندگی میکنن.پدر Ted و پدر Dougal Maguire و پدر Jack Hackett . یه خدمتکار هم دارن Mrs. Doyle که مدام در حاله چایی درست کردنه . پدر تد به خاطره اینکه تعطیلات با کلی پول که برای بچه های مریض جمع آوری شده بوده رفته لاس وگاس ، واسه تنبیه به این جزیره فرستاده شده …