فیلم به تبعیض ها علیه سیاهان در جامعه آمریکا بویژه در جنگهای داخلی این کشور می پردازد. این جنگها بین ایالات شمالی، متحدین، و ایالات جنوبی رخ می دهد. مسئولین شهر بوستون در ماساچوست، از ایالات شمالی، که مخالف برده داری هستند هنگی از سیاهان را تشکیل می دهند و «رابرت شاو» (متیو برودریک)، فرزند یکی از متنفذین شهر را فرمانده این هنگ می کنند. شاو به آموزش این هنگ که اکثرا برده های فراری ایالات جنوبی هستند می پردازد اما گویا تبعیض های موجود اجازه رفتن به جنگ را نمی دهند و حتی کفش و لباس نیز به آنها نمی دهند. شاو با این تبعیضات مبارزه می کند و …
یک متخلف کارگری که مشروط شده است سعی می کند با دختر نوجوان خود ارتباط برقرار کند. در همین حال، شریک فریبکار سابق او می خواهد او را بکشد و یک وکیل بلندپرواز سیاسی می خواهد او را زندانی کند...
قهرمان المپیک و جنگ جهانی دوم، لوییس زمپرینی که مرتبا دچار کابوسهایی از تجربیات وحشتناکش میشود، با زن جوانی به نام سینتیا اپلوایت آشنا میشود که به همسرش تبدیل میشود. شیاطین شخصی زمپرینی به زودی به تهدیدی برای از بین بردن ازدواجش تبدیل میشوند تا اینکه او سخنان انرژیبخش بیلی گراهام را در سال 1949 میشنود. او ایمان نوظهور مسیحی خود را در آغوش میگیرد و با بخشیدن کسانی که به او ستم کردند و گسترش دادن پیام صلح و عشق، شروع به دگرگون کردن زندگیاش مینماید.
این سریال به سبک اکشن، ماجرایی و هیجانی است. نقش اول این داستان «جک باور» در ادارهٔ CTU (واحد ضد تروریستی) مشغول به کار است و هر فصل یک روز از زندگی او را در حال مبارزه با یک نقشهٔ تروریستی بزرگ و خطرناک نشان می دهد…
دختر جوونی به اسم جسی هست که بعد از اینکه توسط دوست پسرش بهش خیانت میشه میره تو اینترنت می گرده و می خواد به خونه پیدا کنه و اول خیال می کنه قراره با سه تا دختر زندگی کنه اما می بینه که سه نفر پسرن …
داستان سریال Daredevil درباره فردی با نام مت مورداک می باشد، کسی که در کودکی بینایی خود را از دست داد اما در عوض حواس خارق العاده ای را به دست آورد. حال او در روز ها به عنوان یکی وکیل و شب ها به عنوان ابرقهرمان در نیویورک مدرن با بی قانونی مبارزه می کند....