"لیلا" دختر شانزده ساله ای که تنها دوستش "ولودا" پسر جوانی است.آنها در استونی زندگی می کنند و آرزوی یک زندگی بهتر را دارند.روزی "لیلا" عاشق "آندره" می شود.او به سوئد می رود و از "لیلا" می خواهد با او برود و یک زندگی جدید را شروع کند...
ويسکانسين، بيستم اوت سال 1977. «جني هيدن» (آلن) بيوه اي جوان است که شبي نوري آبي رنگ وارد اتاقش مي شود و کم کم شکل و شمايل و مشخصه هاي همسر مرحومش را به خود مي گيرد. اين موجودي بيگانه (بريجز) است، که سعي مي کند. با «جني» ارتباط برقرار کند...
"فلش" زمان را برای ابرقهرمانان تغییر داده و دنیا را به سمت ویرانی می کشاند.او باید با دیگر ابرقهرمانان همکاری کند تا خط زمانی را به حالت ابتدایی خود بازگرداند...
زنی به دنبال شوهر سابق خود میرود اما یک باند بسیار خطرناک به دنبال او هستند تا او را به قتل برسانند و او باید شوهر خودش را از دست این باند خطرناک نجات دهد اما …
دو بوقلمون باید در زمان سفر کنند و به جایی بروند که بوقلمون ها در منوی شام شب عید قرار گرفتند و از این کار جلوگیری کنند و بوقلمون ها را از منوی شام شب عید حذف کنند...
بیروس خدای جنگاوری پس از خواب طولانی دوباره بیدار شده است و می خواهد بر کل جهان مسلط شود گروه دراگون پس از مطلع شدن از این موضوع سعی دارد تا جلوی این اتفاق را بگیرد اما ......
مادر بدجنس سیندرلا بانو ترمین از چوب فرشته ی جادوگر استفاده كرده و زمان را به روزی كه سیندرلا سعی داشت كفش شیشه ای را بپوشد برمیگرداند و با جادو كاری میكند كه كفش اندازه ی پای آناستازیا یكی از خواهران ناتنی سیندرلا شود و ...
هنگامی که نایلز بی خیال در یک مجلس عروسی در پالم اسپرینگز با سارا که ساقدوش است، دیدار می کند، اوضاع به سرعت پیچیده می شود و آن ها نمی توانند از مجلس عروسی، خودشان و یکدیگر فرار کنند.