«اندي» (رابينز)، بانکدار محترم و پولدار ايالت نيوانگلند، به اتهام قتل همسرش و فاسق او به حبس ابد در زندان ايالتي شوشنک محکوم مي شود و اندکي بعد با «رد» (فريمن)، زنداني سياه پوست، دوست مي شود. پس از هجده سال، «اندي» ردي از قاتل اصلي پيدا مي کند و تصمیم می گیرد برای آزادی تلاش کند...
جنگ جهانی دوم. گروهی از اسرای جنگی متفقین در اردوگاهی آلمانی، تصمیم به فرار میگیرند. از بین همه، تنها دو نفر (کابرن و برانسن) موفق به فرار میشوند و بقیه یا کشته میشوند یا دوباره به اردوگاه بازگردانده میشوند…
سال 1960. پس از چندین بار اقدام به فرار، «فرانک ماریس» (ایست وود) را از زندان آتلانتا به آلکاتراز منتقل می کنند و «رئیس زندان» (مک گوهان)، که به زندانش می نازد، به او می گوید که هرگز کسی از آن جا فرار نکرده و فرار هم نخواهد کرد. اما در این جا نیز «فرانک» تصمیم می گیرد که فرار کند…
«اجکوم» (هنکس) سر نگهبان بخش محکومان مرگ یک زندان ایالتی است. یکی از زندانیان، سیاه پوست تنومند و قوی هیکلی به نام «جان کافی» (دانکن) است که به اتهام قتل دو دختر بچه، به اعدام محکوم شده، در حالی که نیروی خارق العاده ی شفابخشی دارد...
«پاپیون» (استیو مک کویین) کسی است که جرم خود را قبول ندارد، به همراه دوستش «لوییس دگا» (داستین هافمن) که به تازگی به جرم جعل اسناد به زندان افتاده به دنبال فرار از زندان فرانسه هستند...
سال ۱۹۵۴ تدی دنیلز، یک مارشال امریکایی، برای تحقیق در مورد ناپدید شدن یکی از بیماران بیمارستان روانی اشکلیف به جزیره شاتر می رود. تدی با تحقیقات زیرکانه و مهارتش، خیلی زود سر نخی از معما بدست می آورد...
«گرسنگی» ماجرای اعتصاب غذای بابی ساندز، عضو ارتش موقت جمهوری ایرلند است كه در سال 1981 و در اعتراض به لغو قانون تمایز زندانیان سیاسی توسط دولت وقت بریتانیا صورت گرفت. «گرسنگی» شش هفته آخر زندگی باب را در زندان مِیز به تصویر كشیده است...
استانبول، سال 1970. «بيلي هيز» (ديويس)، دانشجوي امريکايي، به دليل هم راه داشتن دو کيلو حشيش در فرودگاه دستگير مي شود و پس از يک تلاش ناموفق براي فرار، به زنداني مخوف منتقل مي شود. او که به چهار سال حبس محکوم شده، سعي مي کند تا خود را با شرايط سخت آن جا وفق دهد...
فیلم در مورد کلاید شلتون مردی است که چند سال پیش همسر و دخترش توسط یک گروه تبهکار به طرز فجیعی کشته شده اند و اکنون او به پس از سال ها متوجه می شودد که سیستم قضایی قصد دارد تا قاتل خانواده اش را طی یک توافق امنیتی و معامله با تبهکاران آزاد کند او تصمیم میگیرد تا خود انتقام همسر و دخترش را بگیرد...
جان برنان به همراه همسرش لارا زندگی بسیار خوب و شادی دارند و خانواده ای خوشبخت به نظر می رسند.تا اینکه لارا به جرم انجام قتل دستگیر می شود و در دادگاه به سه سال زندان محکوم می گردد .در حالی که جان و سایر افراد خانواده به این باور هستند که لارا بیگناه است. خانواده ی او تمام تلاش و کوشش خود را می کنند تا به شکلی بیگناهی او را ثابت کنند و …
درباره قهرمانی به نام لویی زامپرینی است.این فیلم بر گرفته از کتاب پرفروش لورا هیلنبراند ساخته شده و در آن دامنال گلیسون، فین ویتروک، گارت هدلوند، جان ماگارو، آلکس راسل و میاوی بازیگر ژاپنی که برای اولین بار در فیلمی انگلیسی بازی کرده، ایفای نقش کرده اند…
این فیلم داستان دو مرد را به تصویر میکشد که به خاطر انجام کارهای غیرقانونی، اکنون در زندان پرتوریا گرفتار شده اند. آنها خیلی زود تصمیم میگیرند نقشهای را برای فرار از آنجا برنامهریزی کنند، اما
درست در زمانی که چهار هم سلولی قصد اجرای نقشه فرار خود را دارند،یک زندانی جدید به سلول آنها منتقل می شود.چهار هم سلولی به حبسی طولانی مدت محکوم شده اند.آیا آنها می توانند به زندانی تازه وارد اعتماد کنند؟
در حالیکه اسرای متفقین در حال آماده شدن برای برگذاری یک مسابقه فوتبال با تیم ملی آلمان در پاریس اشغالی هستند،نیروی مقاومت فرانسه و افسرهای بریتانیایی در حال طرح ریزی نقشه ای برای فرار آنها هستند...