کنستانتین استانیسلاوسکی، کارگردان معروفی است که برای روحیه بخشیدن به یک نمایش جدید، تصمیم میگیرد با زندگی “زیرزمین” شهر آشنا شود. او برای کمک به ولادیمیر گیلیاروفسکی، یک متخصص معترف درباره خیابانهای مسکو، مراجعه میکند.آن ها با هم به خانهی خلافکاران افسانهای Khitrovka میروند و در تحقیقات قتل یک ساکن محلی مرموز درگیر میشوند...
دو جوان کند ذهن و احمق بعد از شبی خوش گذرانی در پارتی، صبح از خواب بیدار می شوند و یادشان نمی آید که ماشین شان را کجا پارک کرده اند، و از اینجا ماجراهای متعددی برایشان پیش می آید …
چهار مرد برای اینکه زندگی شان از حالت یکنواخت همیشگی خارج شود، یک گروه در محله شان تشکیل می دهند تا به نگهبانی از آنجا بپردازند. اما بصورت تصادفی متوجه می شوند که محله آنها همینطور تمام شهر پر شده از بیگانه های فضایی که ظاهری مشابه انسان های معمولی دارند و آن ها تصمیم می گیرند زمین را از حلمه آن ها نجات دهند…
«شرمن کلامپ» (مورفی)، استاد دانشگاه و محقق زیست شیمی، به طرز وحشتناکی چاق است. او پس از این که دل باخته ی یکی از هم کارانش به نام «کارلاپرتی» (پینکت اسمیت) می شود تصمیم می گیرد یک داروی لاغری جدید را روی خودش امتحان کند. اما بر اثر مصرف این دارو، «شرمن» تبدیل به مردی خودپسند و چشم چران می شود...
گروه "شرکت معماها" که اعضای آنها فرد ، دافنه ، ولما ، شگی و يک سگ به اسم اسکوبی است و کارشان قبلاً حل معماهای جنايي و تبه کاری بوده مدت دو سال است بخاطر اختلافات از هم جدا شده اند . تا اينکه هر کدام جداگانه دعوت نامه ای می کنند تا برای گذراندن تعطيلات بهاری به جزيره اسپوکی بروند...…
پس از آنکه یک آزمایش علمی در ایستگاه فضایی بینالمللی که شامل یک شتابدهندهی ذرات هم میشود نتایج غیر منتظرهای پیدا میکند، فضانوردان خود را جدا شده از دیگران مییابند. پس از این کشف ناگوار، خدمهی ایستگاه فضایی باید برای ادامهی بقای خود مبارزه کنند.