نیاز به پنهانکاری نیست؛ ما امروز به کمک شما نیاز داریم. در تمام روزهایی که اینترنت با اختلال روبهرو بود، نایتمووی از جیب هزینه کرد، قیمتها را ثابت نگه داشت و خدمات را رایگان ارائه داد تا شما تنها نمانید. حالا هم بهجای گرانی، ۲۰٪ تخفیف روی تمامی بستهها اعمال کردیم تا دسترسی برای همه سادهتر شود.
ما حجت را تمام کردیم و حتی روزهای از دست رفته را به اشتراک شما اضافه میکنیم. اما صادقانه بگوییم: نایتمووی برای ادامه مسیر به نفسهای شما بند است. حمایت شما فقط "همین امروز" میتواند ما را از خطر تعطیلی نجات دهد؛ فردا شاید فرصتی برای جبران نباشد.
✨ نشون بدیم که قدرشناس خدمات وفادارانه هستیم. نگذارید این مسیر مشترک اینجا به پایان برسد. ✨
⚠️ اطلاعیه مهم: در زمان اختلال بعضی کاربرا خرید کردن و کدشون فعال نشده لطفا از طریق پشتیبانی به مدیر پیام بدید ما تک تک شما رو داریم دستی فعال میکنیم. میتونید با پشتیبانی سایت مولتی کی هم ارتباط برقرار کنید.
در دهه ۱۹۲۰ میلادی، در ایالت اکلاهمای آمریکا، در زمینهای قبیله اوساژ نفت کشف شد. این کشف باعث ثروتمند شدن بسیاری از اعضای این قبیله بومی شد. اما مدتی بعد، قتلهای سریالی اعضای قبیله اوساژ آغاز شد. تا اینکه FBI برای حل این معما وارد عمل شد.
یک مارشال آمریکایی که دنبال اجرای عدالت برای قتل برادرش می باشد، مجبور می شود از شهری کوچک در برابر یک شهردار فاسد و همراهانش که قصد شروع جنگ داخلی را دارند، دفاع کند...
تفنگدار افسانه ای "ویل هیکاک" موظف است بعنوان کلانتر به وحشی ترین شهر گاوچران ها در غرب برود و اوضاع آنجا را سامان بخشد. اما او کار او زمانی سختتر میشود که یک گروه از یاغی های قدرتمند جلوی شیوهی اجرای عدالت او قد علم کرده و برای سرش جایزه تعیین می کنند...
یک افسر قانون مرزی و یک کارآگاه هندی برای دستگیری گروهی از نوجوانان جنایتکار به نام باند روفس بک با هم متحد میشوند. این گروه نوجوانان بیرحم هستند و مرتکب جنایات زیادی شدهاند.
یک گروه تبهکار بی رحم شهر کوچک معدنی را محاصره می کنند، و سردسته گروهشان ( دنی ترجو ) را به قتل می رسانند. اما او در جهنم فرصتی دوباره می یابد تا بازگردد و انتقامش را بگیرد...
بر اساس رمان پرآوازه جان ویلیامز. یک دانشجوی انصرافی به بیابان کلرادو سفر میکند، جایی که در سفری که جان و سلامت عقل او را به خطر میاندازد ، به یک تیم شکارچی بوفالو میپیوندد ...
پنج قانون شکن پس از سرقت بانک، در مخفیگاه خود پنهان می شوند. آنها منتظر زن می مانند تا سهم آنها از پول را بیاورد. اما سوءظن بین آنها شروع به رشد می کند و وقتی یک اسلحه گم می شود، همه آنها فکر می کنند که یکی از آنها خیانت کرده است.