با قدردانی از همراهی و صبوری شما در روزهای اخیر، به اطلاع میرسانیم با بهبود تدریجی وضعیت اینترنت، فعالیت نایتمووی به روال سابق بازگشته است.
مطابق وعده قبلی، جبران روزهای از دست رفته اشتراک تمامی کاربران در روزهای آتی به صورت خودکار به اعتبار حسابها افزوده خواهد شد.
💎 حمایت از نایتمووی: در این برهه حساس، برای حفظ پایداری خدمات و تأمین هزینههای سنگین زیرساختی، بیش از همیشه به حمایت شما عزیزان نیازمندیم. به همین منظور و با هدف تسهیل حمایت شما، تخفیفهای ویژهای روی تمامی بستهها اعمال شده است.
⚠️ درخواست صمیمانه: خواهشمندیم با تهیه اشتراکهای بلندمدت، ما را در عبور از چالشهای جاری و تداوم ارائه خدمات یاری فرمایید. حضور شما در کنار ما باعث دلگرمی ماست. 💙
در سال 1980 گروهی از سیاه پوستان اتپوپی به عنوان یهودی شناخته شده و بطور مخفیانه به اسرائیل منتقل شدند.روز قبل از انتقال پسر یک مادر یهودی می میرد.او به نام پسرش یک پسر نه ساله مسیحی را به فرزندی می پذیرد.زن از دنیا می رود و پسر به سرپرستی یک خانواده مهربان در می آید تا اینکه نامه ای برای مادر واقعی اش ارسال می کند...
داستان این فیلم در مورد زنی است که در شب ازدواجش بر اثر اتفاقاتی که می افتد با کودک سیاهپوستی که شدیدا لاغر و مریض است رو برو می شود و همین مسئله مسیر زندگی زن را تغییر می دهد و به یکی از سازمانهای حقوق بشر می پیوندد تا به مردم فقیر آفریقا کمک کند و در این مسیر با مردی آشنا می شود و ...
داستان فیلم درباره ی پسر بچه ای 12 ساله به نام «زین» است که در دهکده ماهیگیری کفرناحوم در خاورمیانه زندگی میکند، او از پدر و مادرش به دادگاه شکایت میکند. در دادگاه، قاضی میپرسد: چرا از پدر و مادرت شکایت کردی؟ زین پاسخ میدهد: چون من را به دنیا آوردند.
دو مرد جوان آخرین جامعه رها شده یهودیان اتیوپیایی خود را در یک سفر سرنوشت ساز به آمریکا به عنوان نمایندگان در یک کمپین حمایتی با هدف نهایی ورود به اسرائیل به عنوان شهروند نمایندگی می کنند...
زندگی ساده در کلبه مادرش، دور از شبکه برق، در مقابل تلویزیونهای بزرگ در آپارتمانهایی که بچههای دیگر زندگی میکنند. آسالیف با استقلال روزافزون خود را با تغییرات محیط آشنایش وفق میدهد. او به آنبسا، شیر، تبدیل میشود.
"داکوتا فنینگ" نقش "لیلی ابدال" را بازی میکند که در دوران کودکی والدین انگلیسی خود را در آفریقا از دست میدهد و مسلمان میشود. او سپس از جنگ داخلی اتیوپی میگریزد و به بریتانیا میرود، در لندن به جامعهی مهاجرین مسلمان نزدیک میشود و سعی میکند افراد را به خانوادهی خود برساند ...