یک مامور اداره ی مهاجرت که با چالشهای اخلاقی امنیت مرز دست و پنجه نرم میکند و زنی بدون مدرک هویتی که برای فرار از چنگال یک کارتل بیرحم تلاش میکند، در مسیر یکدیگر قرار میگیرند و برای نجات جان دختری بیگناه با هم متحد میشوند.
در حماسه زمستانی ماوراءالطبیعه قرن نوزدهم، یک فروشنده مست باید از صفر به قهرمان تبدیل شود و با شکست دادن صدها سگ آبی، به بزرگترین تلهگذار حیوانات آمریکای شمالی تبدیل شود.
رِی پس از آنکه از خیانت همسرش باخبر می شود، تصمیم به خودکشی می گیرد. اما در یک اتفاق غیرمنتظره، یک غریبه او را با یک قاتل اشتباه می گیرد و این موضوع زندگی او را به کلی دگرگون می کند...
دن لاوسون، کارآگاهی از شیکاگو، برای پیگیری پرونده یک قاتل سریالی که جنایاتش با پروندهای حلنشده در شیکاگو که پنج سال پیش روی آن کار میکرد مطابقت دارد، به اسکاتلند سفر میکند. او با کارآگاه اسکاتلندی، بوید (کاپالدی) ملاقات میکند تا با همکاری یکدیگر قاتل را دستگیر کنند.
این داستان عاشقانه، به نقش موسیقی در زنده نگه داشتن خاطرات و قدرت آن در تحت تاثیر قرار دادن عمیق ما میپردازد. موسیقی میتواند ما را به مکانها و زمانهای گذشته ببرد و احساسات قوی را در ما برانگیزد.
کارآگاهی کهنهکار در جستجوی قاتل (با بازی راسل کرو) در حالی که با مشکل فراموشی دست و پنجه نرم میکند، به حل معمای یک جنایت هولناک میپردازد. اما در این میان، پرده از رازهای تاریکی از گذشتهی او نیز برداشته میشود.
"EZRA" داستان طنزپردازی به نام "مکس" است که به همراه همسر سابق خود "جنا" از پسر اوتیسمیشان "ازرا" مراقبت میکنند. آنها با چالشهای بزرگی در مورد آینده ازرا روبرو هستند و برای تصمیمگیری درست، سفری جادهای و پرفراز و نشیب را در سراسر کشور آغاز میکنند...
فران، که به فکر مرگ است، با شوخیهایش همکار جدیدش را میخنداند و این آغازی برای آشنایی و رابطهای عاطفی بین آنها میشود. اما حالا تنها مانع سر راه آنها خودِ فران است.
بعد از فرار از کره شمالی، "لو کیوان" برای به دست آوردن وضعیت پناهندگی در بلژیک تلاش میکند. در این میان، او با زنی غمگین و ناامید آشنا می شود که تمام امید خود را از دست داده است...
فضانوردی که به تنهایی در اعماق فضا، در لبه منظومه شمسی به سر میبرد، پس از شش ماه از سفر خود، نگران زندگیاش در زمین میشود. در این حال، موجودی باستانی که در اعماق سفینه او پنهان شده، به کمک او میآید...