داستان در مورد سه دوستی است که یک آخر هفته طولانی را در یک کلبه دورافتاده میگذرانند و قصد دارند در اعماق جنگلهای سوئد شکار کنند. با این حال، یک روز همه حیوانات بدون هیچ اثری ناپدید میشوند و جنگل به طرز عجیبی ساکت میشود.
در یک ماموریت به سواحل متروک، بی قانونی و آخرالزمانی در شبه جزیره سینا، یک عکاس سوئد به نام اینگرید، توسط یک گروه از مردان فلسطینی ربوده شده و در صحرا پنهان می شود..
داستان فیلم در سال 2021 در استکهلم رخ میدهد و به رابطه عاشقانه بین الیزابت و جان-جان میپردازد. این دو جوان در یک شهر زندگی میکنند، اما فاصله اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی زیادی با هم دارند. تا اینکه روزی در یک کلاس دبیرستان با هم آشنا میشوند...
الیاس یک قایق جوان و شجاع امداد هست که پس از عملیات قهرمانانه نجات در شبی طوفانی، ترفیع میگیرد و به بندر بزرگ منتقل میشود، او در آنجا متوجه میشود که یک باند محلی استخراج غیرقانونی فلزات گرانبها که تکنولوژی تغییر آب و هوا را دارد در حال فعالیت هستند، حالا الیاس قصد دارد با کمک دوستان قدیمی اش این ماجرا را افشا کند و جلوی آنها را بگیرد.
یک مدیر اجرایی جوان و البته بلند پرواز برای یافتن مدیر عامل شرکتش به مکانی دور واقع در کوه های آلپ می رود؛ آنجایی که در یک مرکز درمان مرموز و معجزه آسا، بیماری های لاعلاج درمان می شوند. او میخواهد پرده از راز آنجا بردارد، اما…
فیلم در دوران آغاز بزرگترین طرح شکار جادوگران در تاریخ اسکاندیناوی جریان دارد و داستان در مورد آنا دختری 16 ساله است که در روستایی زندگی میکند که در آنجا زنان به جادوگری متهم اند...
مونا به تازگی به یک شهر جدید و شغل جدید نقل مکان کرده است ، وقتی شاهد یک قتل عظیم است. او شوکه است ، اما همچنین مجذوب شده است ، و وقتی پلیس به حرف های او گوش نمی دهد ، او تحقیقات خود را شروع می کند...
هاف، سارق بانک، پس از انفجار قایق دزدیاش در استونی سرگردان میشود. او با وجود تلاش برای زندگی جدید در استونی، به دلیل دلتنگی برای خانوادهاش، راهی بازگشت به سوئد میشود. بازگشت او به دلیل فقدان باور خانواده به زنده بودنش و همچنین چالشهای ناشی از گذشتهی او، دشوار خواهد بود.
وقتی مادر میسا 10 ساله می میرد، دنیای او به هم می ریزد. در حالی که تابستان را با مادربزرگش در جنگل های لاپلند می گذراند، با گرگ خود دوست می شود. با این حال، شکارچیان به دنبال دوست جدید او هستند...
دو نیمه ی جسد، که یکی از آنها متعلق به یک سیاستمدار زنِ سوئدی است، روی پل "اُرساند"، که دانمارک و سوئد را به هم وصل میکند پیدا میشود. با پیدا شدن این دو جسد، دو بازرس یکی از دانمارک و یکی از سوئد با یکدیگر همکاری میکنند، "کوپنهاگن" دانمارک و اداره ی تجسس جرائم "مالمو" از سوئد دخیل هستند. این جسد از کمر به دو قسمت تقسیم شده، و دقیقاً روی مرز بین دو کشور روی این پل قرار گرفته است، بنابراین پلیس هر دو کشور درگیر این پرونده قتل هستند. بعد از تحقیقات و آزمایشات بیشتر، مشخص میشود که این یک جسد، متشکل از دو جسد جدا است و نیمی از آن مربوط به یک زن دانمارکی است. از سوئد "ساگا نورن" و از دانمارک "مارتین راد" روی این پرونده کار میکنند. این دو بازرس به دنبال پیدا کردن قاتل این قربانیان هستند...
در شمال سوئد، سال ۱۸۵۲، یک کشیش جدید و خانوادهاش به کنگیس، روستایی پر از بینظمی، میرسند. کشیش میخواهد جامعه را بهبود بخشد، اما بسیاری از روستاییان با تغییر مخالفند. وقتی یک سری قتلهای وحشتناک رخ میدهد، کشیش و پسرخواندهاش، جوسی، تحقیقات را آغاز میکنند، اما نخبگان حاکم در روستا مانع آنها میشوند. تنشها تشدید میشود، وفاداریها آزمایش میشود و کشیش مجبور میشود در حین شکار قاتلی که دست از تلاش برنمیدارد، از خانوادهاش محافظت کند.