ایان پس از فوت مادرش، به خانه دوران کودکی خود باز میگردد تا وسایلش را جمعآوری کند. در این میان، او با خواهرش که از هم دور شدهاند، روبرو میشود و تلاش میکند تا دوباره با او ارتباط برقرار کند. ایان در این مسیر با کمک یک غریبه، به مرور گذشته خود میپردازد و با آیندهاش روبرو میشود...
پس از اینکه یک نوجوان پانزده ساله به طرز وحشیانه ای توسط قلدرهای دبیرستان مورد ضرب و شتم قرار می گیرد، آرزوی انتقام او ناخودآگاه وحشت هالووین را به راه می اندازد...
"بروک" و "راجر"، دو طراح گرافیک در یک شرکت به پیشنهاد رئیسِ جدید شان با هم اشنا می شوند ولی ای آشناییت بدون عشق است، ولی طولی نمی کشد که آن ها با هم بیشتر آشنا می شوند و شور و عشق در ان ها پدیدار می شود ..
دیوید یک پرستار خانگی می باشد که شغلش مراقبت از افرادی با بیماری های صعب العلاج است. او رابطهی دوستی گرمی با بیمارانش دارد، اما در زندگی شخصی دیوید کمبودهای زیادی دارد و همین مسئله باعث شده تا همانقدر که بیمارانش به او نیاز دارند، او نیز به بیمارانش وابسته باشد...
بر روی مردی سیاه پوست که در زندان به سر میبرد، آزمایشاتی فجیع صورت میگیرد. زمانی که از زندان آزاد میشود، تصمیم میگیرد از کسانی که او را به زندان انداختهاند، انتقام بگیرد...
نوح دیویس کشیشی در یک جامعه مرفه است. او پس از از دست دادن همسرش افسرده است. دوست قدیمیاش که در یک محلهی فقیرنشین و پرخطر شهری یک کلیسا تأسیس کرده، با او تماس میگیرد. با نزدیک شدن کریسمس، او وسایلش را جمع میکند و با دو دخترش به کلیسای خیابان نجات نقل مکان میکند. اکنون آنها باید با چالشهایی که در این جامعهی جرمخیز با آن روبرو هستند، دست و پنجه نرم کنند.
پس از مرگ بی موقع پدرشان، "نیکلاس" و دو خواهر ناتنی اش باقی ماندند تا نه تنها با این غم ویران کننده کنار بیایند و می فهمند که "نیکلاس" کسی است که مجبور خواهد شد تا بیشتر تلاش کند تا وضعیت را بهتر کند