شصت و نهمین دوره مراسم اهدا جایزه معتبر امی به بهترین های فیلم و سریال سال. جوایزی که معتبرترین جایزه تلویزیونی آمریکا محسوب شده و از آن به عنوان اسکار تلویزیونی یاد میشود...
هفتاد و سومین جایزه گلدن گلوب نام مجموعه جوایزی است که هرساله در ایالات متحده آمریکا توسط اتحادیه مطبوعات خارجی هالیوود به بهترین تولیدات سینمایی و تلویزیونی اهدا میگردد که مراسم امسال با حواشی بسیار زیادی همراه بود…
یک رهبر کنسرت بازنشسته به همراه دخترش و بهترین دوستش در یک روز تعطیل دعوتنامه ای از ملکه الیزابت دوم دریافت میکنند که از انها میخواهد مراسم تولدی برای شاهزاده فیلیپ برگزار کنند...
داستان زندگی پدر و دختری است که فاصله سنیشان بیست و پنج سال است و در نیویورک زندگی می کنند، پدر خانواده یک رماننویس مشهور برنده جایزه پولیتزر با بازی «راسل کرو » است که باید با مشکلات روحی و روانی و همچنین بزرگ کردن یک دختر کوچک دست و پنجه نرم کند.
جایزهٔ گِرَمی (به انگلیسی: Grammy Awards) (در اصل: جایزهٔ گرامافون) نام مراسم اهدای جوایزی است که توسط آکادمی ملی علوم و هنرهای ضبط، به دستاوردهای برجسته در تولید موسیقی تعلق میگیرد. از بین سه مراسم بزرگ موسیقی جهان، گرمی بزرگترین آنها است. ارزش جایزهٔ گرمی برابر با جایزهٔ اُسکار در صنعت فیلمسازی و جایزهٔ اِمی در تلویزیون است.این مراسم همانند اسکار، دارای ۱۰۸ ردهبندی خاص در ۳۰ سبک مختلف موسیقی همانند: پاپ، راک، آر اند بی و رپ است. رای تمامی داوران در نتیجه نهایی این مراسم تأثیر دارد.
داستان فیلم درباره چهار خواهر و برادر است که پدرشان را از دست داده اند. آنها از زندگی بزرگسالی خود خسته شده و می خواهند کودکی خود را در خانه ای که در آن زندگی می کردند زنده کنند. این چهار نفر تصمیم می گیرند به مدت یک هفته در خانه ی کودکی خود به همراه مادرشان کنار همدیگر زندگی کنند و...
پنج دوست قدیمی تصمیم میگیرند به جای خانه سالمندان، با هم زندگی کنند. یک دانشجوی مردمشناسی نیز که پایاننامهاش درباره جمعیت سالمند است، به آنها ملحق میشود...
یک وکیل نیویورکی ، دو فرزند نوجوان خود را برای تعطیلات به مزرعه مادر خود در شمال نیویورک می برد. چیزی که قرار بود یک آخر هفته کوتاه باشد ، تبدیل به ماجراجویی تابستان، روابط عاشقانه، راز های خانوادگی و کشف خود می شود ..
یک زن جوان پر دردسر فرستاده می شود تا تابستان را با مادربزرگش زندگی کند، در حالی که رازی را پنهان می کند که به طور بالقوه می تواند خانواده اش را از هم بپاشد...
چارلی کانتیلینی که زن جوان و خوش قیافه ای است تاکنون در برقراری روابط رمانتیک با مردان موفق نبوده اما یکروز در یک فروشگاه با مردی به اسم کوین آشنا می شود . چارلی احساس می کند که کوین همان مرد کامل و ایده آلی است که او را خوشبخت می کند . کوین هم از چارلی خوشش آمده و تصمیم می گیرد با او ازدواج کند و بهمین خاطر چارلی را به خانه شان می برد تا با مادرش ویولا آشنا شود . اما ویولا از همان برخورد اول از چارلی خوشش نمی آید و معتقد است او لیاقت همسری پسرش را ندارد . او وقتی خبر ازدواج قریب الوقوع آندو را می شنود شروع به آزار و اذیت چارلی می کند و چارلی نیز که اوضاع را اینگونه می بیند تحملش را از دست می دهد و دست به مقابله زده و بنابراین جنگ تمام عیاری بین آنها آغاز می شود و …
هریت وینسلو، معلم آمریکایی، در مکزیک توسط انقلابیون ربوده میشود. پیر گرینگو بیرس، نویسندهای کهنسال، با ربودهکنندهها دوست است و میخواهد هویت خود را مخفی نگه دارد.
Grace و Frankie که به دلیل سال ها رقابت، با یکدیگر رابطه سردی داشته و به هم به عنوان دشمنی سر سخت نگاه می کنند با شنیدن خبری شوک آور زندگیشان برای همیشه تغییر می کند. همسرانشان Robert و Sol وارد رابطه ای عاشقانه با یکدیگر شده و قصد ترک آنها و ازدواج با یکدیگر را دارند.