یک خانم خجالتی گوشه گیر توسط یک موجود نامرئی متقاعد می شود که آواز بخواند. متعاقباً، او متوجه می شود که توسط یک مامور استعدادهای ضعیف مورد توجه قرار می گیرد و استعداد او در صحنه نمایش داده می شود. او همچنین با مردی مهربان اما عصبی آشنا می شود که بهترین دوست او می شود...
«هورتنس» (باپتيست)، زني است سياه پوست که پس از مردان والدين صوري اش، دنبال والدين واقعي خويش مي گردد و در مي يابد مادرش زني سفيد پوست و پا به سن گذاشته به نام «سينتيا» (بلتين) است که با دختر ناسازگارش، «راکسان» (راشبروک) روزگار مي گذراند و «هورتنس» را- که ثمره ي رابطه اي نامشروع است - در همان نوزادي سر راه گذاشته است...
مونتانا، سال ۱۹۱۰، «نورمن» (شفر) و «پل» (پیت)، پسران نوجوان خانم و آقای «مکلین» (بلتین و اسکریت) بر طبق اصول و قوانین کلیسای پرسبیتری بزرگ شدهاند. آنان ضمناً یاد گرفتهاند که عاشقانه، ماهیگیری با قلاب را دوست داشته باشند و در رودخانهٔ محلی، ماهی بگیرند. سالها بعد نورمن، برادر بزرگتر جنگلداری میخواند و پل، نجات غریق میشود. با گذشت زمان بین دو برادر فاصله میافتد ولی عشق به ماهیگیری هر از گاه آنان را به هم میرساند...
ورا استانهوپ با شوخ طبعی و جذابیت منحصر به فرد خود، تیمش را رهبری می کند، زیرا آنها با یک سری از اسرار قتل جذاب روبرو می شوند که در برابر چشم انداز خیره کننده نورثامبرلند قرار دارند.
سریال بله آقای وزیر ، مجموعه ای طنز گونه است که در آن یک وزارتخانه ساختگی به نام «وزارت امور اداری» که مانند همه وزارتخانهها در دنیای واقعی باید شخصی به نام وزیر در رأس آن باشد را تصور کنید. این وزیر هم مانند همه وزراء معاون و منشی دارد و در جایگاه یک مسئول با طرحها و ایدههای بلندپروازانهای وارد کار میشود غافل از اینکه نظام اداری و کارمندانی که در این دستگاه جا خوش کردهاند همه نوع کاری میکنند تا بقای خود را تضمین کنند و در این راه در کسوتی ظاهرالصلاح و دلسوزانه به وزیر نزدیک میشوند اما آنچه که حاصل میشود نتیجه معکوسی بر جای میگذارد. کارمندان ارشد دستگاه و تشکیلات اداری حاضر نیستند به وزیر میدان دهند و از درآمدهای کلانی که به واسطه جایگاهشان به جیب میزنند چشمپوشی کنند. افکار وزیر و گرایشهای حزبی او به علاوه بلندپروازیهایش با منافع این کارمندان در تضاد قرار میگیرد و هر کسی میکوشد در این تنازع بقا پیروز میدان باشد.