یک گانگستر کهنه کار که به دنبال بازنشستگی از زندگی جنایتکارانه در شهر بندری کوام، کره است، به طور غیرمنتظره ای در میانه جنگ اوباش با عواقب خونین گرفتار می شود...
درام اکشن «بیرحم» داستان زنی را روایت میکند که پس از سالها تحمل خشونت خانگی، تصمیم میگیرد عدالت را با دستان خودش اجرا کند. در مسیر انتقام، با شبکهای از فساد، خیانت و رازهای پنهان روبهرو میشود که مرز میان قربانی و مجرم را در ذهن مخاطب به چالش میکشد. سریال با فضایی تاریک و پرتنش، به بررسی روانشناسی خشونت و قدرت اراده در برابر ظلم میپردازد.
چا یون کیونگ، وکیل باتجربه طلاق، در مواجهه با طلاق خود، از مفهوم عدالت خسته شده است، در عوض راهی را انتخاب می کند که بیشترین سود مالی را داشته باشد. پس از شروع کار او با وکیل تازه کار پرشور هان یو ری که معتقد است بدون توجه به پول به مردم کمک می کند، این تغییر می کند.
دختری که پس از درگیر شدن با دروغ ها و خواسته های افراد بی شماری ناپدید شد. یک پروژه بزرگ برای یافتن آن دختر آغاز می شود! و اتفاقات باورنکردنی که جلوی چشمان هفت نفر درگیر ناپدید شدن دختر می شود، چگونه از این بحران فرار می کنند؟
این داستان ماجرای کاراگاهانی را روایت میکند که در شهر اینچئون مشغول به کار هستند . کانگ دو چانگ (Son Hyun-Joo) کاراگاهیست که 18 سال از عمر خود را صرف انجام این کار کرده است ، او برای پیدا کردن مجرمین و حل پرونده ها ، از تجربه و روابط شخصی اش استفاده میکند ، از طرفی اوه جی هیوک (Jang Seung-Jo) کاراگاه نخبه ایست که 9 ساله مشغول به کار است ، او برخلاف کانگ دو چانگ ، برای حل پرونده ها از شواهد موجود و همچنین بینش روان جنایتکاران استفاده میکند ، بخاطر صدماتی که در کودکی خورده است ، حاضر به درد و دل و افشای رازهای خود با کسی نیست و بخاطر اینکه وارث دایی مرحومش بود ، به فرد ثروتمندی تبدیل شد و…
این داستان در اواخر دوره ی گوریو و اوایل دوره ی چوسان اتفاق می افتد، وقتی دو دوست بخاطر اختلاف نظر درباره کشور خود، دشمن یک دیگر میشوند. سو هوای فرزند فرمانده سو گئوم میباشد . وی جنگجوی ماهریست که در مقابل بی عدالتی سکوت نمیکند. او زندگی بسیار سختی دارد اما با این حال بازم لبخند میزند. از طرفی نام سان هو فرزند زنی از طبقه پایین، فردی باهوش و با استعداد میباشد که سعی میکند تا امتحان خدمت سربازی را قبول شود کسی که رویایش را بخاطر رسوایی فساد پدرش از دست داده حالا نیز به علت یک سوتفاهم وارد یک درگیری با سو هوای میشود…
بان ها نی (Choi Kang-Hee) زن 37 ساله مجردیست که موقعیتی موقت در محل کارش دارد و این باعث شده استرس اخراج شدن داشته باشد. او شخصیتی ضعیف و کم رو دارد و بخاطر وضعیتش نمیخواهد که مجرد بماند ، تا اینکه یک روز اتفاق عجیبی میوفتد، بان ها نی 37 ساله با بان ها نی 17 ساله که از گذشته آمده ملاقات میکند ، بان ها نی جوان کاملا با خود بزرگترش فرق دارد ، او شخصی با روحیه و خوش بین است …
این داستان ماجرای ، دو آه ( Kim Bo Ra ) که 23 سال دارد و دانشجوی رشته روانشناسیست ، ها رام ( Shim Eun Woo ) که 28 سال داشته و معلم دبستان است ، بان یا ( Ryu Hwa Young ) که 35 سال سن دارد و مربی کمکی در دانشگاه است و همچنین بوک کیونگ ( Park Jin Hee ) که 42 سالش بوده و طراح مبلمان است را روایت میکند ، هرکدام از این 4 زن یک ماجرای عشقی و عاطفی منحصر به خود را دارند که برای حل این بحران تلاش میکنند و…
جین کانگ هو (Cha Tae-Hyun) کاراگاه مشتاقیست که سعی میکند به هر طریقی که شده ، مجرمانی را که ایستگاه پلیس ، قادر به دستگیری آن ها نبوده دستگیر کند ، در این راه با افرادی آشنا شده و تیمی تشکیل میدهد و با کمک هم سعی میکنند تا مجرمان را دستگیر کنند و…
فیلیپ (پارک شی هو) و یول سون (سونگ جی هیو) سرنوشتشون بهم بستگی دارد. طوری که خوشبختی باعث بدبختی دیگری می شود! فیلیپ همه ی خوش شانسی رو برای خودش داره و یک ستاره ی مشهوره. اما همه ی بد شانسی ها برای یول سونه که یک نویسنده است. این نویسنده که میتواند ارواح را ببیند با فیلیپ که میخواهد به عنوان نقش اصلی فیلمنامه اش بازی کند ملاقات میکند و از آن به بعد اتفاقات مرموزی رخ میدهد…