مایک به نپال سفر میکند تا خاکستر برادر درگذشتهاش را بر فراز کوه اورست بپاشد. در طول سفر، او و راهنمای کوهستانش در یک اتوبوس توریستی به طور ناگهانی با گروهی از مزدوران مواجه میشوند. این درگیری غیرمنتظره آنها را ناچار میکند تا برای حفظ جان خود، امنیت مسافران اتوبوس و همچنین حفاظت از سرزمین بومی روستاییان محلی، وارد نبردی دشوار شوند.
فیلم بر اساس زندگی یکی از تبهکاران ایرلندی تبار نیویورکی به نام دنیل گرین ساخته شده. در این فیلم ما زندگی گرین رو از دوران بچگی تا مرگش از زبان جو (ول کیلمر) میبینیم...
يک ستاره ي دنباله دار عظيم به طرف کره ي زمين در حرکت است. قرار بر اين مي شود که «هري استامپر» (ويليس) و گروهش روي تکه ي اصلي ستاره ي دنباله دار فرود بيايند، تا عمق ۲۰۰ متر آن را سوراخ کنند و يک بمب اتمي در آن کار بگذارند. انفجار اين بمب ستاره ي دنباله دار را دو نيم خواهد کرد...
پسر بچه اي که در يک مدرسه ي مذهبي محل نگه داري کودکان بي سرپرست زندگي مي کند، با مطالعه ي ماجراهاي «سايمن جادوگر»، نام «سايمن تمپلار» را براي خود بر مي گزيند. سال ها بعد، «تمپلار» (کيلمر)، ملقب به «سينت»، يک سارق حرفه اي اطلاعات محرمانه است....
دو بچه به نام های «جودی» (دانست) و «پیتر» (پیرس) بازی سحرآمیزی را در خانه ای متروکه پیدا می کنند و مشغول بازی می شوند. ناگهان «آلن» (ویلیامز)؛ مرد بالغی که وقتی دوازده ساله بوده این بازی را کرده و از آن موقع تا به حال در آن گیر کرده است، از داخل آن بیرون می آید. تنها امید رهایی «آلن» این است که بتواند بازی را تمام کند
«جان مکلین» (بروس ویلیس) به همراه یک مغازه دار مجبور می شود در بازی یک بمب گذار شرکت کند، اما در همین حال تمام نیویورک را برای پیدا کردن آن فرد زیر پا می گذارد.
نوئنی جوان، هری وینسلاو نوجوان آمریکایی و یک راهنما بوشمن محلی، پس از حمله یک باند شکارچیان غیرقانونی آفریقایی به مزرعه خانواده نوئنی، باید به بیابان کالاهاری فرار کنند و به نزدیکترین شهر برسند...
داستان فیلم در مورد یک راننده است که پس از سقوط معدن الماس در منطقهی دورافتادهای از کانادا، با عبور از اقیانوسی منجمد مأموریتی برای نجات بازماندگان آغاز میکند...