دنیایی تصور کنید که در آن، همه افراد ملزم به انجام یک عمل جراحی هستند تا تمام تفاوتهای ظاهریشان برطرف شود و همه به یک اندازه زیبا به نظر برسند. در چنین جهانی، تنوع و تفاوتهای فیزیکی که انسانها را از یکدیگر متمایز میکند، به کلی از بین خواهد رفت.
یک برخورد تصادفی با یک فالگیر باعث میشود که خانواده واکر از خواب بیدار شوند و با بدن یکدیگر عوض شوند، آیا میتوانند با وجود این مشکل، ارتقا، مصاحبه دانشگاهی، قرارداد ضبط و تست فوتبال خود را به دست آورند؟...
این فیلم داستان یک جاسوس بینالمللی (کوین کاستنر) را روایت می کند که قصد دارد دست از کارهای خطرناک بردارد و با همسر و دخترش که مدتها از آنها جدا بوده روابط بهتری برقرار کند اما ابتدا باید آخرین ماموریت خود را به پایان برساند...
این فیلم داستان دو دوست را روایت می کند که هر دو مامور سازمان سیا هستند، به تازگی رابطه ای را آغاز کرده اند اما بزودی متوجه می شوند که هر دوی آنها عاشق یک دختر شده اند و اینجاست که جنگ بین دو دوست صمیمی آغاز می شود...
در نوامبر سال ۱۹۷۰ تمامی تیم فوتبال به همراه مربیان دانشگاه مارشال در یک سانحه ی هوایی جان باختند. در بهار همان سال به مربیگری “نیت رافن”، بازیکنی که بخاطر مریضی اش پرواز مرگبار را از دست داده بود دانشجویان برای متقاعد کردن شورای حکام، متحد شدند. رئیس دانشگاه”دان دد من” می بایست مربی جدیدی را پیدا کند و بعد از آن می بایست بازیکنان جدیدی را بیابد…
«ديلن» (باريمور)، «ناتالي» (دياز) و «الکس» (ليو)، يک بار ديگر به دفتر رئيس شان، «چارلي» (صداي جان فورسايت) فراخوانده مي شوند و در جريان تازه ترين مأموريت شان قرار مي گيرند: پيدا کردن يک جفت انگشتر که حاوي اطلاعاتي طبقه بندي شده هستند...
«ناتالي» (دياز)،«ديلن» (باريمور) و «الکس» (ليو)، براي مردي به نام «چارلي» (با صداي فورسايت) کار مي کنند که هرگز با کارمندان خود رو در رو ملاقات نمي کند. در مأموريت اين بار، «اريک ناکس» (راکول)، يکي از نوابغ فن آوري هاي الکترونيک ربوده شده و «راجر کوروين» اهريمني (کوري) مظنون شماره ي يک تلقي مي شود...