مادر بدجنس سیندرلا بانو ترمین از چوب فرشته ی جادوگر استفاده كرده و زمان را به روزی كه سیندرلا سعی داشت كفش شیشه ای را بپوشد برمیگرداند و با جادو كاری میكند كه كفش اندازه ی پای آناستازیا یكی از خواهران ناتنی سیندرلا شود و ...
اتحادی از شروران، به رهبری فریدا، به دنبال تصرف سرزمین افسانه است. اما وقتی الا میفهمد که نامادریاش قصد دارد وجود کتاب داستانش را خراب کند، چرخشی دراماتیک پیدا میکند و به رهبر تلاشهای مقاومت شکوفا میشود...
مراسم ازدواج نیتا با حادثه عجیبی بر اثر سقوط سنگ انجام نمی گیرد. نیتا که پریشان شده نزد جادوگر قبیله می رود تا علت حادثه را دریابد. جادوگر به او می گوید که چون او در کودکی از کینای خرس طلسمی را گرفته است، او نمی تواند با کس دیگری ازدواج کند مگر اینکه ظرف مدت ۳ روز آن طلسم را به اتفاق کینای در بالای آبشار کوکانی بسوزاند و ...
وقتی آدام سیمور "کویر اردک"، عاشق داکشتاین شد ، استیفن آرلو "آشکارا" گاتور (کوین مایکل ریچاردسون) را دوست داشت اما در نهایت با لولا بوذارد (جکی هافمن) ازدواج کرد...
شرایط جدید لیلو و دوستان بیگانه اش را مجبور به جدایی می کند در حالی که گانتو و دکتر ون همسترویل کلون استیچ، لروی را ایجاد می کنند تا تمام آزمایش ها را به تصرف خود درآورند و کهکشان را تصرف کنند...
تام و جری پس از اینکه در یکی از تعقیبهای معمولشان خانهشان را تخریب میکنند، وارد یک مسابقه دور دنیا میشوند که برنده آن یک خانه جدید و شیک دریافت میکند. آنها با رقبای دیگری همچون گرامی و سگش، گورتان، استید، مادر فوتبالیست و دکتر پروفسور رقابت میکنند...
دو بازمانده "پیچ بلک" توسط یک کشتی فضایی غول پیکر دستگیر می شوند. رهبر قدرتمند سفینه زندانی مخصوص برای ارباب تبهکاران داشته و علاقه خاصی به "ریدیک" پیدا می کند. او سرگرمی عجیبی دارد، او تبهکاران تحت تعقیب را دستگیر کرده و از آنها مجسمه های زنده می سازد...
"شیرشاه ۳" یا "شیرشاه یک و نیم" محصول استودیو دیزنیتون و والت دیزنی استرالیا میباشد, این پویانمایی از سری پرطرفدار شیرشاه و در ادامه دو شماره موفق پیشین خود به نامهای «شیرشاه» و «شیرشاه ۲: پادشاهی سیمبا» ساخته شده است, در این شماره یک میرکت به نام "تایمون" و یک گراز به نام"پومبا" داستان شیرشاه را از دید خودشان برای مخاطبان تعریف میکنند. اما تایمون اصرار دارد که فیلم را به جلو بزند تا به قسمتی برسد که وارد داستان میشود، چرا که در اوایل فیلم، آنها حضور نداشتند و از طریق گوینده فیلم، قبل از آغاز سفر سیمبا وارد داستان میشوند. همچنین در این شماره با مادر تیمون و عمو مکس هم آشنا خواهیم شد…
استیچ به ماجراجوییهای خود ادامه میدهد وقتی متوجه میشود که خانوادهی بیگانهای که هرگز نمیدانست او دارد، اکنون در هاوایی هستند و توسط نیروهای کهکشانی تعقیب می شوند ...
روگرت ها در یک ماجراجویی مهیج درگیر شده اند و توسط تورنبریز مورد کمک قرار می گیرند. تورنبریز ها یک خانواده هستند که دور دنیا برای ساخت مستندهای طبیعت سفر می کنند و ...
داستان از آن جا شروع می شود که شخصی ساده دل از زندگی خود سیر می شود. در همین حین که از کنار یک رودخانه رد می شود، ناگهان چشم او به یک شئ در آب است و می درخشد می افتد. سپس او به سراغ آن شئ می رود و آن را به خانه می برد. وی در منزل آن را به طور ناگهانی به صورت خود میزند که به صورت یک شخص صورت سبز در می آید. اکنون وی خیلی قدرتمند شده و به راحتی هر کاری را که بخواهد می تواند انجام دهد.