زماني در آينده با آب شدن يخ هاي قطبي در اثر يک فاجعه ي زيست محيطي و اثرات گل خانه اي، همه ي خشکي ها به زير آب رفته اند و زندگي نابود شده است. معدود بازماندگان خودشان را با زندگي آبي وفق داده اند و در ايستگاه هايي روي آب زندگي مي کنند. از جمله ي آنان، «مارينر» است که روي قايقي عجيب زندگي مي کند و هنوز برخي آثار تمدن گذشته را با خود دارد...
«سام» (سوايزي) در گردشي شبانه با نامزدش، «مالي» (مور)، در کوچه اي تاريک به دست ولگردي به قتل مي رسد و روحش از بدنش جدا مي شود، اما کنار «مالي» مي ماند. بعدتر روح «سام» مي فهمد که مرگش تصادفي نبوده و دوستش «کارل» (گلدوين) اين نقشه را براي تصاحب چهار ميليون دلاري کشيده که به اشتباه از حساب بانکي او سر درآورده است...
زن جوانی در شهر نیویورک پرسه میزند و به طور تصادفی با تعدادی شخصیت و محیطهای عجیب برخورد میکند که نمایانگر مناطق «زیرزمینی» شهر هستند. او استند آپ کمدی را در سنترال پارک، حراج فحشا، مراسم وودو، کلوپ S&M و تعدادی از هنرمندان اجرای بسیار جالب می بیند. اینها تنها تعدادی از مناظر و صداهای نیویورک است..
خبرنگار مجله "جاناتان فیشر"، که در خطر از دست دادن کار خود قرار دارد، قول می دهد داستانی موفق بنویسد. اما راه به جائی نبرده و اقدام به جعل یک داستان می کند و...