سالها قبل گروه"زینت"گروهی بودهاند متشکل از تعدادی جوان با نیروهای فوق العاده که با گروهای تبهکار و خلافکاران میجنگیدهاند. این گروه به رهبری کاپیتان "زوم" و برادرش "کنکاشن" فعالیت میکرده و جانهای زیادی را نجات دادهاند تا اینکه قرار میشود با استفاده از اشعه گاما 130 نیروی افراد این گروه افزایش یابد، اما اشعه گاما "کنکاشن "را تبدیل به یک تبهکار میکند و ...
هنگامی که هنری پرکینز به طور تصادفی کیف خود را با مردی معامله می کند، یک میلیون دلار در داخل آن پیدا می کند. با این حال، پول نقد آقای بیگ را جذب می کند که ...
سگ دستوپاچلفتی به نام دوگال، یک جادوگر بدجنس را آزاد میکند. جادوگر به دنبال یافتن سه الماس جادویی است که با هم میتوانند خورشید را منجمد کنند. حالا یک حلزون، یک گاو، یک خرگوش و یک قطار، به رهبری دوگال، باید دنیا را نجات دهند.
یچ و سم باید خیلی سریع به مبلغ ۵۰,۰۰۰ دلار دست پیدا کنند. میچ راهی برای رسیدن به پول پیدا می کند، آن هم استعدادی است که هر دوی آنها دارند، تجارت “انتقام برای استخدام”…
یک پسر جوان نمی تواند دوست جدید مادرش را قبول کند. او یک وکیل است و تلاش زیادی برای جلب توجه و احترام این پسر می کند. در همین حین یکی از اقوام یکی از مجرمانی که این وکیل او را تعقیب قانونی کرده بود به دنبال انتقام جویی از او می باشد...
وقتی پلیس متوجه می شود که یکی از آدمکشهای مافیا به خانه کناری خانواده "رابینسون" نقل مکان کرده است تصمیم می گیرند آنها را تحت نظارت خود قرار دهند.به همین دلیل تصمیم می گیرند وارد خانه آنها شوند ، "جک استون" مسئول این پرونده می شود و...
وقتي «فلچ» (چيس) خبردار مي شود عمه اش خانه ای براي او به ارث گذاشته، تمام کارهايش را رها مي کند و به لوييزيانا مي رود. بي خبر از اين که با مشکلات بسياري روبه رو خواهد شد...
"جان برنس" بیماری می باشد که در یک موسسه روانی بستری است. او قبلاً به اشتباه تیر خورده بود. اکنون او مخفیانه از آنجا فرار میکند و در یک برنامهی رادیویی خود را به جای یک روانشناس معرفی میکند و...
سه بازیگر بیکار یک دعوتنامه به دهکده ی کوچکی در مکزیک را می پذیرند تا نقش سه قهرمان افسانه ای آن ها را بازی کنند. اما نمی دانند که قضیه تنها به نمایش ختم نمی شود...
ژنرال آمریکائی، "اسلاین" به دو تن از بهترین مأمورانش دستور میدهد تا کنترل یک موشکانداز را به دست بگیرند. در همان حال قرار میشود دو تن از دستوپاچلفتیترین مأموران بهعنوان آن دو نفر جا زده شوند...
بیگ برد توسط یک مددکار اجتماعی مزاحم به نام میس فینچ فرستاده می شود تا دور از خیابان سِسَم زندگی کند. او ناراضی از آنجا فرار می کند و بقیه باند خیابان سسامی را وادار می کند تا برای یافتن او به سفری بروند...