ابیگِیل که از مرگ پدرش غمگین است، احساس انزوا میکند. زندگی مت (Matt) با بازگشت برادرش مختل میشود. مسیرهای آنها به هم میرسند و سفرهای آنها را به شکلی غمانگیز شکل میدهند. این داستانی است که بر محور شخصیتها میچرخد و به کاوش فقدان و آشفتگی میپردازد.
پادشاه ادوارد و ملکه پِیج برای ازدواج اجباری پرنسس میرا به سانیون سفر میکنند، اما میرا عاشق پسری فقیر است. ادی و پِیج برای کمک به میرا تلاش میکنند و در نهایت عشق واقعی پیروز میشود.
"اکتا" که علاقه شدیدی به برنامه های روزمره تلویزیون دارد،به همسرش "گوپال" مشکوک شده و تصور می کند او با زنی دیگر رابطه دارد.او که از توضیحات همسرش قانع نشده تصمیم می گیرد خود دست به تحقیق بزند...
"پت تیت" که تازه از زندان بیرون آمده، به کار قبلی خود در کلاب شبانه بازمی گردد. اما اگر چه پول خوبی در می آورد، اما او نمی تواند با مردی که وی را برکنار کرده است، کنار بیاید ...