یک خواستگار جوان و بلندپرواز در شهر نیویورک، در دوراهی دشواری قرار گرفته است: انتخاب میان یک گزینه بسیار مناسب برای ازدواج و دل بستن دوباره به نامزد سابقش که چندان بینقص نیست.
یک تکنیسین سردخانه موفق میشود جسد دختربچهای را دوباره زنده کند، اما برای زنده نگه داشتن او، باید از زنان باردار مواد بیولوژیکی برداشت کند. وقتی مادر دختربچه که یک پرستار است، متوجه زنده بودن فرزندش میشود، با تکنیسین وارد معاملهای میشود که هر دوی آنها را در مسیری تاریک و بیبازگشت قرار میدهد.
سادی هارپر، دانش آموز دبیرستانی و خواهر کوچکترش، سایر، هنوز از مرگ اخیر مادرشان در شوک هستند. آنها از پدرشان، ویل، درمانگری که با درد شدید خود دست و پنجه نرم می کند، حمایت چندانی دریافت نمی کنند. هنگامی که یک بیمار ناامید به طور غیرمنتظره ای در خانه آنها ظاهر می شود و به دنبال کمک است، یک موجود ماوراء طبیعی وحشتناک را آنجا جای می گذارد که خانواده ها را شکار می کند و از رنج قربانیان تغذیه می کند...
در شبی برفی در سال 1963، یکی از دانشآموزان در جنگل ناپدید میشود. در حالی که دوستانش به دنبال او میگردند، با تاریکی و اهریمنی که مدرسهی ایدهآلشان بر روی آن بنا شده روبرو میشوند.
کیت (مکال لامباردی)، یک فروشنده خورده پای مواد مخدر که مدتی توسط پدرش (جیم بلوشی) تحت بازداشت خانگی در بالتیمور بود، دوباره وارد جامعه ای می شود که با همه وجودش اثر بیکاری، بی توجهی و جدایی را در آن حس میکند. حال او تمام تلاشش را میکند تا از این وضع خارج شود..
حوادث اسرار آمیزی دو مسافر را احاطه کرده است زیرا آنها در یک چشم انداز از راه دور آمریکا قرار میگیرند. در نظر بقیه همه چیز طبیعی است، اما آنچه که به نظر می رسد این تعطیلات ساده به زودی تبدیل به یک ماجرای عجیبو غریبی میشود و آن این که آنها به یک وب سایت تاریک و پیچیده از اسرار راه میابند...
فیلم داستان عشق میان یک پسر تک چشم و یک دختر بسیار چاق است. اما زمانی که دختر به دانشگاه میرود و وزن خود را کم میکند، رابطه آنها مورد آزمایش قرار میگیرد...
داستان در مورد مردی است که 20 سال پیش بر علیه برادر قاتلش در دادگاه شهادت داده بود. او اکنون به زادگاهش در روستای کنتاکی بازگشته تا با خانوادهی شکست خورده اش روبرو شود...
یک بازیکن بیسبال جوان و با استعداد که دیگر دقت و کنترل کافی در پرتاپ توپ بیسبال را ندارد ، نزد روانشناس باشگاهش فرستاده می شود ، جایی که خاطرات گذشته زندگی تاریکش برایش یادآوری می شود و…
یک خواهر و برادر که به تازگی به خانه پدری خود بازگشته اند متوجه میشوند که پدر و مادرشان برای معروفیت مرگ خود را جعل کرده و ناپدید شده اند ، حال انها چاره ایی جز پیدا کردنشان ندارند...
پس از یک تصادف بد با ماشین، او بر کی گردد به خانه اما هیچ یک از دوستانش نمیخواهند از او مراقبت کنند و یک نفر پیدا می شود به او کمک می کند و او را به منبع انرژی بدون رقیبی تبدیل می کند...
امیلی و مارتین یک زوج موفق نیویورکی هستند. زمانی که یک داروی جدید توسط روانشناسِ امیلی برای درمان اضطراب وی تجویز می شود، به دلیل عوارض جانبی دور از انتظار این دارو زندگی شان دگرگون می شود و …
یک رمانویس و یک حسابدار در مسافرتی کاری با هم آشنا می شوند.از آنجایی که هر دو آنها با شخص دیگری رابطه دارند،ارتباط یک شبه آنها تبدیل به چیزی فراتر از آن می شود...
یک نمایشنامهنویس که از نظر ذهنی در حال فروپاشی است، نمیتواند تصمیم بگیرد که آیا او در مرکز یک توطئهی فریبنده قرار دارد یا به سادگی در حال از دست دادن واقعیت است...
یک زوج میانسال ( مریل استریپ و تامی لی جونز ) بعد از گذشت 30 سال از زمان ازدواج شان، همچنان مشکلات زیادی در زندگی مشترک دارند. از این رو تصمیم می گیرند در برنامه یک دکتر مشاور ( استیو کارل ) برای بهبود رابطه شان شرکت کنند...
یک جامعهگرا از قراردادهای اجتماعی سرپیچی میکند تا یک بار در زندگی به عشق واقعی شلیک کند، اما بعد از ناپدید شدن یک الماس بیارزش، امیدهایش از بین می رود ...
دو دوست مادام العمر در فیلادلفیا به عنوان ماموران DEA ظاهر می شوند تا از فروشندگان مواد مخدر کوچک سرقت کنند. این یک دلتنگی کامل است - تا زمانی که آنها علامت اشتباهی را انتخاب کنند و هدف یک شرکت بزرگ مواد مخدر شوند.
در یک روز عادی اتفاقی عجیب همه را شگفت زده میکند . طی یک عملیات نیروهای ویژۀ آمریکا در عراق، مردی پیدا میشود که 8 سال پیش مرگش اعلام شده بود. مردی که محاسنش بلند شده و از تمدن برای چندین سال دور بوده . آن مرد کسی نیس جز " اسکات برودی" .او در این 8 سال اسیر نیروهای القاعده بوده و بر اثرِ تصادف به توسط نیروهای ویژه پیدا میشود. موجِ شادی در میان مردم آمریکا میخروشد...سربازِ وطن به آغوش میهن بازگشته ، حتی رئیس جمهور هم این بازگشت را به وی خوش آمد میگوید. اما آیا همه چیز به همین سادگیست؟...
خانواده ای در حال تدارک دیدن تولد ۴۰ سالگی پدر خانواده به نام هکتور هستند. اما همه چیز از ، بعد از رسیدن مهمان ها شروع می شود و هنگامی که بچه ها مشغول بازی در حیاط هستند حرکت یکی از آنها اعصاب هری ، پسر عموی هکتور را بهم می ریزد. تا جایی که..
رایلان گیونز که 15 سال پیش از کنتاکی خارج شده بود، اکنون در میامی زندگی میکند و زندگی او را به عنوان مارشال ایالات متحده و پدر نیمه وقت یک دختر 15 ساله متعادل میکند. موهایش خاکستریتر، کلاهش کثیفتر، و جادهی مقابلش ناگهان بسیار کوتاهتر از جادهی پشت سرش میشود. یک برخورد تصادفی در بزرگراه متروک فلوریدا او را به دیترویت می فرستد. در آنجا او با...
داستان دکتر ویلیام مسترز (با بازی مایکل شین) و ویرجینیا جانسون (با بازی لیزی کاپلن) را روایت میکند که دو پژوهشگر پیشگام در زمینه جنسیتشناسی انسان در دانشگاه واشنگتن در سنت لوئیس، میزوری بودند.
این سریال داستان مادری محافظه کار و فداکار رو در طول "رکود اقتصادی بزرگ" به تصویر میکشه. زنی که از شوهرش جدا شده، تلاش میکنه رستوران خودش رو باز کنه و در همین حین عاشق مردی دیگه میشه. این مادر تمامی این کارها رو برای به دست آوردن عشق و احترام دختر از خودراضی خود انجام میده...
مرد کلاهبرداری به نام "ماریوس جوسیپوویک" به خاطر نپرداختن بدهیاش به تبهکاری خطرناک در حال فرار است. او برای بدست آوردن سرپناهی امن خود را به عنوان "پیت"، زندانی همبندش جا میزند و به خانوادهی مادری از هم پاشیدهی پیت میپیوندد. خانوادهای پر هیجان و نامتعارف که ممکن است پای او را به خطراتی باز کنند که سعی در فرار از آن را دارد و شاید در این مسیر بتواند صاحب خانوادهای مهربان شود که تابحال هرگز مزه آنرا نچشیده...
داستان سريال Boss درباره يک شهردار شيکاگو به نام کلسي گرامر ميباشد که متوجه ميشود دچار يک بيماري ذهني است و تنها او و دکتر خصوصي خود اين موضوع را ميداند. حواشي : کارگرداني و نويسندگي اين سريال را فرهاد صفي نيا (زاده 1353), تهيه کننده و کارگردان ايراني هاليوود بر عهده دارد. پيش از اين وي با همکاري "مل گيبسون " نويسندگي فيلمنامه و تهيه کنندگي فيلم Apocalypto (آخرالزمان) را بر عهده داشته است.