پسرک نوجوانی به صورت اتفاقی با یک سوپر استار سابق ملاقات میکند و عاشقش میشود، عاشق کسی که از او بزرگتر است اما ماجرا به همین جا ختم نمیشود و پدرش نیز وارد کارزار عشق این زن میشود که باعث باز شدن زخم های قدیمی بین پدر و پسر خواهد شد و...
دو زوج در طول دو شب آتشزا، جایی که هر چیزی ممکن است در این داستان کمدی از بهترین دوستان، ازدواج، عشق، ناامیدی و رویاها اتفاق بیفتد، دوباره گرد هم میآیند...
رماننویس مشهور "مایک نوونان" پس از مرگ ناگهانی همسرش با شرایط کنار نیامده و به کلبه کنار دریاچه اش بازمی گردد اما درگیر مبارزه حضانت بین بیوه ای جوان و پدربزرگ ثروتمند فرزندش می شود و...
گروهی ۵ نفره که برای کوهنوردی به اسکاتلند رفته اند و مشغول گشت و گزار در کوه هستند، ناگهان متوجه دریچه ای در زمین می شوند که صدایی عجیب از آن به گوش می رسد. آنها تلاش می کنند تا دریچه را باز کنند، اما با بازکردن دریچه ...
یک خبرنگار با یک مظنون در یک پرونده قاتل زنجیره ای مصاحبه می کند که او معتقد است بی گناه است - اما مشخص می شود که او گناهکار است و اقدامات او به او فرصت می دهد دوباره بکشد. سالها بعد، او سعی میکند اشتباهاتش را جبران کند، اما متوجه میشود که کسی میخواهد او بمیرد...
فیلم درباره مسافران یک قایق در اقیانوس آتلانتیک است که پس از مواجهه با شرایط آب و هوایی مرموز، وارد کشتی دیگری میشوند و درآنجا با مشکلات بزرگتری مواجه میشوند …
داستان حول محور یک زن جوان میچرخد که تحت فشار روانی شدید یک فرد مرموز قرار میگیرد. این فرد مشکوک است که همسر این زن میلیونها دلار از یک باند جنایی دزدیده است.
یکی از شهرهای کوچک آلاسکا که در آن به مدت ۳۰ روز از نور خورشید خبری نیست، مورد حمله عدهای از خون آشامها قرار می گیرد که بطرز وحشتناکی تشنه خون هستند.
ريچارد پيمنتل جواني صاحب استعداد سخنوري براي جمع است. اما سرمشق او در اين کار دکتر بن پادرو به او مي گويد که تنها داشتن استعداد سخنوري کافي نيست. بايد صاحب انگيزه و ديدگاهي باشي تا سخنانت معني و ارزش داشته باشد. ريچارد که سرخورده شده، در ارتش ثبت نام کرده و به ويتنام مي رود. مدتي بعد در اثر انفجار خمپاره، شنوايي خود را تا حدود زيادي از دست داده و به وطن بازمي گردد. او اينک يک معلول به حساب مي آيد و به همين خاطر اولياي دانشگاه از پذيرش او شانه خالي مي کنند…
گروهی از جوانان که در حال برگشت از تعطیلات اخر هفته هستند در اثر یک سانحه در یکی از روستاهای دور افتاده برزیل که دارای رازهای شومی است اتوبوس انها تصادف میکند و …
جرج لوتز خانه ای به اسم آميتی ويل را در نيويورک به مبلغ پائينی خريداری کرده و به همراه همسر و سه فرزندش به آنجا نقل مکان می کند. آنها پس از مدتی در می يابند که اين خانه تاريخ خونباری داشته است. يکسال قبل در اين خانه پسر جوانی به اسم رونالد نيمه شب شش عضو خانواده اش را بقتل رسانده است. اکنون جرج و همسرش متوجه اتفاقات عجيب و ترسناکی در خانه می شوند از جمله اينکه بچه های لوتز با ارواح کشته شدگان تماسهائی برقرار می کنند و پدر رالف که کشيش محله است پس از تطهير خانه دچار يک بيماری حاد می شود و همچنين رفته رفته جرج احساس می کند شبيه رونالد شده است...
«ویلسن» (استامپ)، مجرم انگلیسی که پس از نه سال حبس آزاد شده، با شنیدن خبر کشته شدن دخترش، «جنی» (جرج) در یک تصادف اتومبیل؛ به لس آنجلس می رود و پی گیر ماجرا می شود.
"جان" صبح در يک هتل ناشناس و عجيب تنها از خواب بر می خيزد. او حافظه اش را از دست داده و پليس نيز بخاطر يکسری جنايت که او هيچ چيزی در موردشان به ياد نمی آورد، در تعقيب اوست. زماني که او می کوشد تا گذشته اش را بخاطر آورد وارد يک دنيای زير زمينی می شود که توسط يکسری موجودات بسيار قدرتمند که به بيگانه مشهور هستند کنترل می شود. اين بيگانه ها دارای اين قدرت هستند که افراد را به خواب ببرند و شهر و اهالی آن را دچار تغيير کنند. اکنون جان بايستی راهی را برای متوقف کردن آنها قبل از اينکه کنترل ذهن وی را بدست گرفته و او را نابود کنند، پيدا کند.
زندگی خانوادهی اسلیتر پس از مرگ فرزندشان در آستانهی نابودی قرار میگیرد. ولی بن پدر خانواده متقاعد میشود که میتواند فرزندش را از طریق یک رویای تکراری بازگرداند. اما در این بین اتفاقاتی رخ میدهد که…
خانواده ای در حال تدارک دیدن تولد ۴۰ سالگی پدر خانواده به نام هکتور هستند. اما همه چیز از ، بعد از رسیدن مهمان ها شروع می شود و هنگامی که بچه ها مشغول بازی در حیاط هستند حرکت یکی از آنها اعصاب هری ، پسر عموی هکتور را بهم می ریزد. تا جایی که..
ساحل پشه ها داستان یک مخترع و خانوادش را روایت میکند که از دست عدهای که قدرت و نفوذ دولتی دارند فرار میکنند و در این راه اتفاقهای خطرناکی برایشان می افتد...
داستان سریال در مورد “سم” که یک جاسوس و شکارچی است می باشد . “سم” به دنبال این است که گذشته خود را پاک کند و حالا با سازمانی به نام “بیزانس” که برای آن کار می کرده درگیر شده و این سازمان به دنبال اوست و …