این مستند به بررسی چهل سال سفر هانس زیمر از آلمانِ پس از جنگ جهانی دوم تا تبدیل شدن به یکی از بزرگان هالیوود میپردازد و برخی از رازهای موسیقی او در خلق آثاری ماندگار برای فیلمهایی مانند "رِین مَن"، "دزدان دریایی کارائیب"، "گلادیاتور"، "زمانی برای مردن نیست" و بسیاری دیگر را فاش میکند.
ملکه پیر انگلستان که از مشکلات اعصاب رنج می برد، یک جوان اردنی به نام عبدالکریم را استخدام میکند تا کارهای مهمی برایش انجام دهد ولی در حقیقت وی را وارد یک بازی بزرگ خطرناک نموده که ممکن است جانش را نیز از دست بدهد..
داستان این فیلم در مورد آشنایی یک روزنامه نگار با زنی است که به دنبال پسر خود میگردد.پسر این زن چندین سال قبل از وی جدا شد و وی مجبور به زندگی در یک صومعه شده بود. این زن هم اینک در صدد است فرزند گم شده اش را پیدا کند…
بزرگترین مبارزه "علی"، مبارزه با دولت آمریکا بود. فیلم درباره سختیها و مشکلاتی است که حول جنگ ویتنام و انتقامی که بر بزرگترین ورزشکار آمریکا در قرن بیستم به دلیل امتناع از شرکت در جنگ تحمیل شده است می چرخد...
یک نویسنده و روزنامه نگار جوان بنام «تامارا درو» ( جما آرترتون ) به زادگاهش دهکده ای در انگلیس باز میگردد. جایی که خانه دوران کودکی اش اکنون برای فروش گذاشته شده...
فیلم، توصیف دراماتیزه ی وقایعی است که در فاصله ی یک هفته پس از مرگ پرنسس دایانا اتفاق افتاد و ماجراها از دیدگاه اعضای مختلف خانواده ی دربار انگلستان و تونی بلر، نخست وزیر – که تازه انتخاب شده بود – تعریف شده است …...
"لاورا هندرسون" که به تازگی بیوه شده است،تئاتر متروک "ویندمیل" را خریداری کرده و "ویویان وندام" را با وجود تفاوتهایشان قانع می کند آنجا را اداره کند.اما ایده آنها ابتدا به موفقیت می رسد اما سالنهای دیگر از آنها کپی کرده و فاجعه به بار می آید...
«اوکوی» یک دکتر خوش قلب نیجر، و «سنای» خدمتکاری ترکی، هردو در هتلی در لندن مشغول به کار هستند. معاملات مواد مخدر، و انواع خلاف در این هتل صورت می گیرد، اما زمانی که اوکوی یک قلب انسان را در یکی از توالت های هتل می یابد، متوجه میشود که چیزی فراتر از جرایم رایج در این هتل جریان دارد...
"بیمبو"از کارش اخراج شده و اصلاً از وضعیت فعلی اش اش راضی نیست. از طرفی بهترین دوستش "لَری"، نیز بیکار بوده و با امکانات کم خانواده اش را می چرخاند . او قصد از خود گذشتگی و کمک به دوستش را دارد اما بیمبو تصمیم به راه اندازی یک همبرگر فروشی سیار دارد و ...
"برنی لاپلنت" روزهای سختی را می گذراند.او طلاق گرفته است ،همسر سابقش از او متنفر شده و حظانت پسرش را از او گرفته ، او مسافران یک هواپیمای سقوط کرده را نجات می دهد ولی شخصی دیگر اعتبار این کارش را به دست می آورد و...
«مارکيز دو مرتوي» (کلوز) و «ويکونت دو و المونت» (مالکوويچ)، اشراف زاده هايي که سابقا دل باخته ي يک ديگر بودند، اينک اوقات شان را صرف نقشه هاي اغواگرانه و تلافي جويانه مي کنند...