گنگسترهایی ون خود را به رنگ ماشین پلیس در می آورند تا از آن در پوشش پلیس برای انجام یک سرقت استفاده کنند. اما در حین دزدی آنها با گروه خطرناکی که دزد های حرفه ای هستند و مردم را میکشند مواجه میشوند و از این بابت خشمگین شده و قصد مداخله میکنند.اما آنها فقط لباس پلیس دارند و اسلحه هایشان اسباب بازی است و .....
یک افسر گارد سلطنتی سه نفر از دوستان دوران بچگی او دستور دارند تا او را به دام بیاندازند و را برای مدتی منجمد در مکانی نگه دارند. ولی 400 سال بعد او یخ ها را می شکند و به نبرد با افرادی که این بلا را سرش آورده اند می رود...
در شبی مانند شبهای دیگر، یک مینیبوس پر از مسافر از تونلی عبور میکند و وارد بُعد دیگری میشود؛ گروه متنوع مسافران به یک کافه متروکه پناه میبرند و کشف وحشتناکی میکنند.
«کاراگاه هوانگ» رهبری یک گروه تحقیق پلیس رو بر عهده دارد و «ها یون جو» هم عضو جدیدی از این گروه است ، این گروه ماموریت دستگیری گروه خلاف کار جیمز رو دارند ولی چون نمیتوانند هیچکدام از اعضای این باند را شناسایی کنند دچار مشکل شدند…
جزیرهی پرشور، جایی بود که افرادی با اهداف مختلف همدیگر را ملاقات میکردند و داستانهای رنگارنگی را به وجود میآوردند. سایمون و جوهانا سالها پیش ازدواجشان را به خاطر ارزشها و اهداف متفاوت در زندگی، پایان دادند...
یک آشپز فرانسوی زمانی که متوجه می شود دخترش به همراه داماد و 2 نوه اش طی یک حمله وحشیانه به قتل رسیده اند، به استخدام یک باند مافیایی در می آید تا بتواند قاتل ها را پیدا کند...
استاد ییپ در هنگ هنگ قصد دارد تا مدرسه هنرهای رزمی به سبک وینگ چون را آموزش دهد، اما قوانینی برای باز کردن مدرسه هنرهای رزمی در بین استادان وجود دارد. استاد ییپ میبایست تمامی استادها از مدرسه های دیگر را شکست دهد...
زمانی که رئیس یک سازمان جنایتکارانه در هنگ هنگ به جرم جعل اسکناس دستگیر و اعدام می شود، به خاطر به دست آوردن تاج و تخت این سازمان هرج و مرجی بزرگ به راه می افتد و ...
در سال ۱۹۰۵ یک فرد انقلابی با نام Sun Yat-Sen به هنگ کنگ میرود تا درباره نقش سرنگون کردن سلسله چینگ با اعضای Tongmenghui صحبت کند. اما وقتی آنها متوجه میشود که قاتلینی برای کشتن وی فرستاده شده اند گروهی را تشکیل میدهند تا از هرگونه حمله احتمالی جلوگیری کنند.
گروهی از اراذل و اوباش بیرحم، نامیِ آرام و گرفتار در ماجرایی بزرگتر را مجبور به قتل خواهر نامزدش میکنند، که این امر ازدواج در شرف وقوع او را قطعاً خراب میکند و دختر بیچاره را به وحشیانهترین زندان زنان که تا به حال دیده شده، میاندازد.
ماجرا در دهه ی ۱۹۳۰ در فوشان چین رخ می دهد جایی که مدارس هنرهای رزمی برای جذب شاگرد با یکدیگر رقابت می کنند. ایپ مان استاد هنر رزمی وینگ چون است اما از آنجایی که نیاز مالی ندارد هیچ شاگردی را نمی پذیرد. وی وقتش را با دوستان و تمرین و خانواده اش می گذراند. ایپ از محبوبیت خاصی در فوشان برخوردار است و این محبوبیت با شکست دادن ژین شانژائو و حفظ آبروی فوشان بیشتر می شود. ناگاه ژاپن به چین حمله می کند و ایپ مان خانه اش را از دست می دهد...
یک زوج جوان یک نجار را استخدام میکنند تا در امور نوسازی خانه به آنها کمک کند. اما نجار در کارهای زندگی انها دخالت میکند و در ایده های آنها برای نوسازی منزل خرابکاری میکند...