هنگامی که برهان، همسر ویویان، تصمیم میگیرد با آنجل، زن جوان آزمندی که با جادوگری خانوادهاش را به وحشت میاندازد، ازدواج کند، وحشت به جان ویویان رخنه میکند.
سیتا نوجوانی بود که شاهد مرگ والدینش بر اثر یک بمبگذاری انتحاری به نام دین شد. او پس از آن زندگی خود را وقف پیدا کردن شرورترین فرد کرد و تصمیم گرفت که وقتی آن فرد بمیرد، خودش را نیز با او دفن کند تا ثابت کند عذابی که دین برای قبر وعده میدهد وجود ندارد و بنابراین دین حقیقت ندارد. اما عواقب وخیمی برای کسانی که باور ندارند در انتظار است.
در خلال صعود از کوه، رانا گم میشود، اما به شکلی معجزهآسا به خانه بازمیگردد. این بازگشت، باعث درگیری عقیدتی بین باور مادر به زندهبودن رانا و خرافات خاندانِ پدرسالار میشود....
نانا، زنی جوان، مهربان و زیبا، از یک کشتار جمعی خشونت آمیز ضد کمونیستی جان سالم به در می برد. پس از آن، او به عنوان همسر دوم یک مرد ثروتمند سوندانی زندگی مرفهی دارد، اما گذشته او همچنان در رویاهایش او را آزار می دهد.
دو برادر تبعیدی که در دشت های غرب وحشی آمریکا بزرگ شده اند به خانه حقیقی خود باز می گردند تا راز گذشته شان را کشف کنند و هم چنین انتقام مرگ والدین شان را بگیرند و…