وقتی پدرش فوت کرد، یک مرد جوان بی دست و پا از توجه هم تیمی های دفترش شوکه شد. وقتی گرما ناپدید شد و همه چیز به سردی اولیه خود بازگشت، شروع به تعجب کرد: چه کسی دیگر باید بمیرد؟
بگوس، فیلمنامهنویس، با هانا، دوست دوران دبیرستان خود که از غم از دست دادن همسرش رنج میبرد، دیدار میکند. بگوس که خواهان دوباره عاشق شدن هانا است، تلاش میکند تا او را به تجربه عشقی دوباره مانند فیلمها ترغیب کند.
وقتی هشت مرد جوان با انگیزههای متفاوت برای سرقت در یک سرقت بانک به هم نزدیک میشوند، سعی میکنند بفهمند که آیا این شانس است یا بخشی از یک نقشه بزرگتر...
ریچل (نیرینا زبیر) دختر بچه ای است که دوست دوران کودکی اش فارل (ایروانسیاه) است. این دوستی زمانی مورد آزمایش قرار می گیرد که فارل اعتراف می کند که عاشق لونا (آچا سپتریاسا) است ،که باعث می شود ریچل از حسادت ویران شود...