در جاده ای که از میان دشتهای بیکران تبت عبور می کند، یک راننده کامیون که به طور اتفاقی با چند گوسفند تصادف کرده است، در سر راه جوانی را سوار میکند. در هنگام رانندگی و گپ زدن، راننده کامیون متوجه می شود که دوست جدید وی یک خنجر نقره ای دارد که به پایش بسته است، او می فهمد که جوان قصد دارد کسی را بکشد، که اوایل زندگی به او ستم کرده است و...
یک راننده اوبر آرام و محتاط به نام استو، کارآگاهی را سوار می کند که به شدت به دنبال یک تروریست خونخوار و سادیست است. طولی نمی کشد که این راننده خود را در میان تجربه های جدید اما خطرناک و وحشتناکی می یابد. حال این راننده در حین اینکه باید از خودش مراقبت کند و عقل و هوشیاری خود را حفظ کند، باید با مسافر خود همکاری کند و رتبه بالای خود در اوبر را حفظ کند...
داستان از آنجایی شروع میشود که طی حادثهای شرورهای دو جهان به نیروهای اهریمنی ملحق میشوند و اکنون دو تیم تایتانها را در مقابل یکدیگر قرار میدهند. اما تایتانها باید اختلافات خود را کنار بگذارند و با هم متحد شوند و در نبردی با تریگون ، ششضلعی و بابانوئل آنها را شکست دهند و...
«روی مکبراید» ماموریت خطرناک کاوش در منظومه شمسی را به منظور یافتن پدر و تیم نفرین شده همراهش را سی سال پس از اعزام آنها برعهده میگیرد و ناگهان با انفجاری مواجه میشود که تمام هستی را تهدید میکند.
داستان فیلم دربارهی گروه تایوانی بسیار معروف میدی میباشد که در در چهار قاره و حدود پنجاه و پنج شهر اجرای زنده برگزار میکنند. این تور زندگی آنها را به صورت پنج ابرقهرمان بازگو میکند که برای نجات جهان از یک دشمن فرازمینی که صدا را آلوده میکند احضار میشوند و...
فیلم دختران آفتاب داستان "بهار" رهبر گروهی به نام "دختران آفتاب" است که در برابر داعش که کنترل شهر آن ها را به دست گرفته اند، مبارزه می کنند. بهار امیدوار است که در طول عملیات های خودشان پسرش را پیدا کند که توسط داعش گروگان گرفته شده است. در این میان، یک روزنامه نگار فرانسوی به نام ماتیلدا به گروه آن ها ملحق می شود تا اخبار جنگ و مبارزات را پوشش دهد و داستان این سربازهای استثنایی را به گوش همه برساند. ماتیلدا و اعضای این گروه بزودی متوجه می شوند که هر دو برای دلایل و انگیزه های یکسانی مبارزه می کنند...
وقتی سه قتل در توکیو اتفاق می افتد، جدا از جنسیت جسد و نحوه جنایت، وجه اشتراک همه آنها قرار دادن شماره هایی در کنار صحنه جرم است. به همین ترتیب، بازپرس پرونده سرنخ های کافی را جمع میکند و متوجه میشود که قتل بعدی در یک هتل رخ خواهد داد. او در آنجا مخفی می شود و خود را یک کارمند هتل معرفی می کند و...