داستان با خاطرات یک مامور شوروی در پاریس آغاز شده و به دیدار سه رهبر بزرگ دنیا در تهران سال 1943 می رود. یک افسر بلند مرتبه نازی قصد ترور آنها را دارد و...
در مرکز کشوری، «منطقه ی» مرموزی پدیدار می شود که به نظر می رسد نتیجه ی سقوط یک شهاب سنگ یا سفینه های فضایی باشد. «استاکر» (کایدانوفسکی) یکی از افرادی که به عنوان راهنمای آدم های کنجکاو به منطقه راه یافته تصمیم دارد بدون اعتنا به قوانین، در قبال دریافت پول، دو مرد را به آن جا ببرد …
مردی در حال مرگ، خاطرات خود را مرور می کند. این خاطرات شامل دوران کودکی، مادرش، جنگ و لحظات شخصی او هستند. این خاطرات، علاوه بر جنبه های شخصی، بازتابی از تاریخ اخیر ملت روسیه نیز هستند.
در قرن پانزدهم ميلادي، شمايل نگاري به نام «آندري روبلف» (سولونيتسين) با دوستانش به شهر ولاديمير مي رود. او خيلي زود برگزيده مي شود تا با يک يوناني ديوارهاي کليساي جامع شهر را بيارايد...
هیات سولاریس یک پایگاه بر روی سیاره ای که نشانه هایی از حیات هوشمند در آن دیده شده، برپا کرده اند، اما جزئیات در این مورد مبهم و رازآلود است. بعد از مرگ مشکوک یکی از سه دانشمند ساکن در پایگاه، شخصیت اصلی داستان به جای او فرستاده می شود...
در میان مردم اکراینی "ایوان" جوان عاشق دختر قاتل پدرش "پالاگنا" میشود و با او ازدواج میکند. "پالاگنا" بچه میخواهد ولی "ایوان" که ذهنش درگیر است برای جلب توجه او رو به سحر و جادو می آورد و ...
جنگ جهانى دوم. دوران کودکى «ایوان» دوازده ساله بر اثر حمله ى آلمانی ها به شوروى، زودتر از موعد به پایان میرسد. او که اعضاى خانوادهاش را آلمانی ها کشته اند، براى انتقام به ارتش میپیوندد..