تینا، یک زن کارآفرین و خلاق، مسئولیت برگزاری جشن کریسمس را بر عهده دارد. اما یک مانع بزرگ بر سر راه او قرار میگیرد: مالک یک ساختمان که جشن قرار است در آنجا برگزار شود، به دلیل طمع و خسیس بودن، تمایلی به همکاری ندارد و برگزاری جشن را به خطر میاندازد.
یک عکاس که مصمم است با ثبت عکسی نادر از یک دانه برف دوازده ضلعی، نمایشگاه خود را کامل کند، از دوست دوران کودکی خود کمک میگیرد و آنها راهی سفری میشوند که هرگز فراموشش نخواهند کرد.
لونا، رقصندهی سابق، برای مدیریت کسبوکار ساختمانی خانوادگی، آرزوی رقص خود را رها کرده است. او که فرصتی برای تبدیل سالن ورزشی به استودیوی رقص هوایی پیدا میکند، بهصورت مخفیانه در حال تمرین با پارچههای هوایی دیده میشود. بنیت، هوادار حرفهای که به شهرشان بازگشته، لونا را در حال تمرین کشف میکند...
آلیشیا گلار (تیا موری) یک مربی مدرسه آشپزی است که هم آرزوهای شغلی واقعی و هم زندگی شخصی خود را در معرض خطر قرار داده است. اما در این فصل تعطیلات، سرنوشت با او است. او برای شرکت در مسابقه سالانه Kringle Cook-Off دعوت می شود و یک راز خانوادگی را می آموزد که می تواند همه چیز را تغییر دهد و استراحت بزرگی باشد که او برای تبدیل شدن به یک سرآشپز محترم نیاز دارد.
مادری که اخیراً طلاق گرفته است به دخترش اجازه می دهد تا در جشن شرکت کند، اما چیزی که قرار بود بهترین شب زندگی آنها باشد، زمانی که دختر و دوستانش توسط راننده لیموزین گروگان گرفته می شوند، تبدیل به یک بازی موش و گربه در می آید ...
کیت پس از قتل همسرش، به عنوان مظنون اصلی شناخته میشود. او با استفاده از تخصص خود در زمینه قتل، باید قاتل همسرش را پیدا کند تا بیگناهی خود را ثابت کند...
داستان رایان، معلم مدرسه ابتدایی را دنبال می کند که متوجه می شود کور رنگ است. میشل عینک ساز و مادر یکی از دانشآموزانش، کمک میکند تا در تعطیلات به زندگی او رنگ ببخشد...
این فیلم هلن و دخترش لورن را دنبال میکند که به یک کلبهای منزوی در شمال میروند و با یک راننده سرراهی ملاقات میکنند که در واقع دزدی است که سعی میکند از یک قاتل خونسرد فرار کند و حالا هلن و لورن نیز در رادار قاتل هستند...
تریش مک تاویش و همکارش کارل والاس در شرکت لیموناد سانی دی تلاش می کنند تا قوانینی را که مانع از راه اندازی غرفه های لیموناد توسط کودکان می شود، تغییر دهند. هدف آنها از این کار، بهبود وجهه عمومی برند شرکت است، اما تریش به این مسئله علاقه ای ندارد.
داستان یک نقشهبردار که برای کریسمس برنامههایی تدارک دیده است تا اینکه رئیسش یک پروژه دقیقه نودی برای او طراحی و نقشهای جدید از گنج قطب شمال طراحی کند...