«جرج ريوز» (افلک) بازيگر متوسطی بود که با مجموعه ی تلويزيونی «سوپرمن» به شدت مورد استقبال قرار گرفت و سرانجام ستاره شد. اما در شانزدهم ژوئن 1959، خبر مرگ «ريوز» که بر اثر اصابت گلوله جانش را از دست داده بود، همه را تکان داد. پليس بلافاصله علت مرگ را خودکشی ذکر کرد، ولی مادرش (اسميت) قضيه ي خودکشی پسرش را باور نکرد...
دو جادوگر نوجوانی که در بدو تولد از هم جدا شدهاند و توسط دو خانواده متفاوت به فرزندی پذیرفته شدهاند، در روز تولد ۲۱ سالگیشان با هم آشنا میشوند و باید از قدرت خود برای نجات دنیایی که در آن متولد شدهاند، استفاده کنند، جایی که مادرشان هنوز در آن زندگی میکند...
سریال روایت «مایک» جوانی نابغه است که از دانشگاه اخراج شده و روزگار خود را با فروش مواد می گذراند و ناگهان در یکی از معامله های خود هنگامی که از دست پلیس در حال فرار است خود را در میان مصاحبه ای برای گرفتن یک شغل می بیند، آن شغل چیزی نیست جز دستیاری یکی از بزرگترین وکلای آمریکا «هاروی اسپکتر». با اینکه مایک هیچ تحصیلاتی ندارد اما با نبوغ خارق العاده خود هاروی را مجبور به انتخاب خود می کند اما...
مرکزیت سریال بر روی دختر جوانی به نام کریستین بنا شده است. کریستین دانشجوی سال دوم وکالت، به عنوان کارآموز در یک شرکت معتبر مشغول به کار است. کریستن تمام تلاش و تمرکزش را بکار گرفته تا بتواند لیاقت و شایستگی خود را اثبات کند تا به جایگاهی قابل قبول در شرکت دست یابد، اما
این سریال الهام گرفته شده از لورن کمبالبرت و همکارش مروان مری که جزء خبرهترین مذاکرهکنندگان با گروگانگیرها و خلافکارها بودهاند میباشند است. آنها در سرتاسر دنیا سفر میکنند تا به شرکتهای چند ملیتی و آژانسهای ملی با مذاکرات فشرده با خلافکارها و رسیدن به راهحل کمک کنند...