در طول تعطیلات، یک رهبر فداکار غیرانتفاعی با عدم قطعیت شغلی روبرو میشود، در حالی که برخوردهای غیرمنتظره با یک دوست قدیمی و یک متحد جدید، قدرت رها کردن را آشکار میکند.
لیبی، نانوائی تازه کار، در آستانهی کریسمس با یک مشکل بزرگ روبرو میشود. او همزمان با یک مشاجرهی آنلاین با یک بازیگر مشهور، تصمیم مهمی در زندگی میگیرد.
لوسی و دوست پسرش برای هیجانانگیزتر کردن رابطهشان، در یک بار با نامهای مستعار با هم ملاقات میکنند. چند روز بعد لوسی در یک گزارش خبری میبیند که یک نفر با نامی مشابه با نام مستعاری که او در آن بار استفاده کرده است، مفقود شده است...
اما باید خودش رو به رئیسش، صاحب یک سری کتاب راهنمای سفر، ثابت کنه. اما وقتی در مأموریتی برای کشف شهری به نام 'لاو' (Love) با رایلی، پسر شهردار، درگیر میشه، تصمیم میگیره تا برای درس دادن به اون، خودش رو جای رئیسش جا بزنه.
دو همکلاسی سابق که در کریسمس برای دیدار مجدد 15 ساله خود در دبیرستان گرد هم می آیند، یکدیگر را به چالش می کشند تا به یاد بیاورند که چه کسانی بودند، چه کسانی هستند و چه کسانی می خواهند باشند...
وقتی روزنامه نگار جولیا برای یافتن الهام به خانه برمی گردد ، متوجه می شود که دوست دوران کودکی اش یک پیچ و خم بزرگ برفی ساخته است که او را وادار می کند تا راهی برای عشق واقعی پیدا کند...
تد ایوانز که به خاطر تصادف رانندگی در حالت مستی زندانی شده، قبل از آزادی تهدید میشود که اگر با خانوادهاش تماس بگیرد، کشته خواهند شد. او برای محافظت از آنها خود را تبعید میکند. همسرش سارا تلاش میکند او را متقاعد کند که این تهدید خیالی است، اما از وضعیت روحی ناپایدار تد و احتمال واقعی بودن خطر بیخبر است.
داستان فیلم در مورد یک راننده است که پس از سقوط معدن الماس در منطقهی دورافتادهای از کانادا، با عبور از اقیانوسی منجمد مأموریتی برای نجات بازماندگان آغاز میکند...
سریال اسپینآف (When Calls the Heart) در مورد زندگی «گریس» و «لیلین» دو خواهری که جدا از هم زندگی میکنند اما در بزرگسالی و در اوایل دههی ۱۹۰۰ با یکدیگر ملاقات میکنند.