داستان دانشمندی که جسد منجمد سه سرباز روسی را در شمال کانادا پیدا و متوجه می شود همگی آنها تغییر ژنتیکی داداه شده اند و پس از اینکه یخ آن ها آب می شود، تهدیدی مرگبار برای جامعه غربی به شمار می روند و به هر قیمتی که شده باید جلوی آن ها را بگیرند...
یک بازیکن تیم چوگان بنام «کانر سالیوان» بعد از مرگ پدرش در جنگ زندگی برایش بی معنی می شود. اما مدتی بعد او یک عشق جدید پیدا می کند و علاقه اش به ورزش باعث می شود دوباره روحیه اش را بدست آورد...
در سال 1875 در یک دهکده ی کوچک در نیومکزیکوی آمریکا غریبه ای ناشناس که دست بندی عجیب بر دست دارد وارد شهر می شود به همه ی ساکنان دهکده هشدار میدهد که خطری بزرگ آنها را تهدید می کند و آن هم حمله بیگانگان فضایی است.به زودی بیگانگان به دهکده حمله می کنند و حالا این غریبه ی ناشناس تنها امید مردم است.او با کمک کلانتر و گروه از مردان مسلح سعی می کند تا به هر شکل ممکن از محل زندگی خود در برابر تهدید فرازمینی ها مراقبت کنند.نبرد بین گاوچران های غرب وحشی و بیگانگان فضایی و …
یک مامور FBI بر اثر یک حادثه هیچ چیز را به یاد نمی آورد و حتی خودش را هم نمی شناسد. او در راه دنبال کردن سرنخ های به دست آمده برای شناختن خود، درگیر خلافهای مافیای روسی میشود و...
در فوريه ي سال 1945 يکي از وحشتناک ترين نبردهاي جنگ جهاني دوم، در اقيانوس آرام و در جزيره ي کوچک ايووجيما رخ داد. در همان اوايل نبرد، پرچم امريکا در بالاي تپه ي سوريباچي برافراشته شد و عکسي از اين برافراشتن پرچم گرفته شد که به يکي از شمايل هاي تاريخ امريکا تبديل شد...
جنگ جهانی دوم. «بن» و «چارلی» ، دو سرخ پوست ناواهو به نیروی دریایی می پیوندند تا «رمزگویان پیام های سر بسته» باشند و بتوانند رمزهای نظامی جدید امریکایی را که بر اساس زبان سرخ پوست های ناواهو طراحی شده ترجمه کنند. «جو اندرس» و «پیت آندرسن» نیز مأمور محافظت از «بن» و «چارلی» می شوند…
جوان سرخپوست "توماس" عینک بزرگ به چشم زده و داستانهایی را تعریف می کند که هیچکس علاقه ای به شنیدنش ندارد. پدر و مادر او در یک آتشسوزی کشته شده اند و "آرنولد" او را نجات داده است. پس از مرگ "آرنولد" او به همراه پسر او "ویکتور" تصمیم می گیرند بقایای او را به خانه بازگردانند و...
شرح داستانی زندگی اسکوآنتو؛ از قبل از ورود کشتی «میفلاور» در سال ۱۶۲۰ تا لحظهٔ رسیدن آن. (توضیح: از واژههای "شرح داستانی" و "روایت" به جای "chronicle" استفاده شد و ترتیب زمانی برای وضوح بیشتر اصلاح گردید.)
پنج جهشیافتهی جوان که به تازگی در حال کشف تواناییهایشان در یک تأسیسات مخفیاند که بر خلاف میلشان در آنجا زندانی شدهاند، برای فرار از گناهان گذشتهشان و نجات خود مبارزه میکنند...
در سال ۱۹۶۹ جت ، دختر جوانی دارای اصالت قفقازی و بومی است ، که با دوستانش درگیری هایی دارد که بعد از احضار کردن درختان برای حفاظت از او در برابر قلدر ها ...
هامپتون چمبرز، یک زندانی آزاد شده که تلاش میکند تاریخچه جنایی خود را پشت سر بگذارد و دوباره با خانوادهاش متحد شود. در این مسیر، او با لحظات مکرر و غیرقابل توضیحی از مداخله الهی دست و پنجه نرم میکند.
داستان این سریال زیبا که از سال 1860 شروع می شود ، درباره شخصی به نام کلن بوهمن است. او یک سرباز سابق اتحادیه آمریکایی است که به دنبال جریان قتل همسرش می رود. او به نبراسکای غربی یعنی جایی که “جهنم متحرک” نامیده می شود می رود ، شهری که به بی عدالتی و بی قانونی مشهور است این شهر در حال ساختن راه آهن به سمت اقیانوس آرام است و وقتی قبیله ای برای نابودی خط آهن اقدام می کند، همه چیز پیچیده تر می شود...