سلست، که به تازگی طلاق گرفته است، با جان همتیم میشود تا در یک مسابقهٔ پرندهنگری شرکت کند. این اتفاق، جرقهای برای یک رابطهٔ عاشقانهٔ غیرمنتظره بین آن دو میشود.
هانا و فین در روز ولنتاین به طور تصادفی با یکدیگر آشنا می شوند و ماجرای آنها از آنجا شروع می شود که حلقه نامزدی یک زوج را پیدا می کنند و برای رساندن آن به صاحبش، در شهر نیویورک به جستجو می پردازند و در این راه، روز خاص آن زوج را نیز نجات می دهند.
یک آشپز آمریکایی برای یافتن الهام به روستایی دلنشین در ایتالیا سفر میکند. او در آنجا عاشق طعمها، فرهنگ، ژلاتو و مرد ایتالیاییای میشود که به او کمک میکند تا همه اینها را کشف کند.
سارا هاموند یک فعال محیط زیست است که به هاوایی سفر می کند تا در عروسی بهترین دوستش کیتی شرکت کند. کیتی در هتل خانوادگی مانو کار می کند و سارا با دیدن علاقه مانو به محیط زیست مجذوب او می شود. مانو به سارا کمک می کند تا در مورد فرهنگ و تاریخ هاوایی بیاموزد و سارا به مانو کمک می کند تا هتل را سبزتر کند...
این فیلم داستان یک زوج متاهل را دنبال می کند که به سختی با هم ارتباط برقرار می کنند. برای تلاش برای برقراری ارتباط مجدد، آنها در فصل تعطیلات به مسافرخانهای دنج در یک شهر کوچک می روند ...
پروفسور جاس، که برای بازدید از مزرعه ای که مادر مرحومش در آن بزرگ شده بود، به انگلستان سفر می کند و با پدر مجرد دنیل، که اکنون خانواده آن را اداره می کند، پیوند برقرار می کند...
یک فروشنده عتیقه و یک نظافتچی بر سر چگونگی کوچک کردن یک ملک باشکوه درست قبل از کریسمس با هم درگیر می شوند. وقتی آن دو گنجینه های خانه را کشف می کنند، راهی پیدا می کنند تا مالک منزوی را با گذشته کریسمس خود دوباره پیوند بزنند...
مارگوت پیانیست مشهور جهان برای کریسمس به "Chateau Neuhaus" باز می گردد. در آنجا او با دوست پسر سابق خود "جکسون" ملاقات می کند و او را متقاعد می کند که کنسرت سالانه کریسمس اش را سرلوحه کار خود قرار دهد...
هارپر قبل از کریسمس در ممفیس است و پس از سه سال کار در موزههای اروپا به دیدار خواهر و خانوادهاش میرود. هارپر که با دو خواهرزادهاش از گریسلند بازدید میکند، با یک پدر مجرد سه فرزند آشنا میشود و به او شغلی به عنوان پرستار موقت پیشنهاد میشود.
سامانتا، یک عکاس آزاد است که برای اولین بار از زمان مرگ مادرش ، به کیپ کاد بازمی گردد. او که هرگز در زمستان به کیپ نرفته است، متوجه می شود که این یک تجربه کاملاً جدید نسبت به تابستان های دیگر است که در آنجا گذرانده است...
مدی (جولی گونزالو)، که صاحب یک تجارت کیک کوچک است، از یک بانکدار سرمایهگذاری کمک میگیرد، اما رابطه عاشقانه جدید بین آنها با بازگشت غیرمنتظره عشق اولش، نیت، پیچیده میشود...