رماننویسی که از سوء استفاده نهادها از فرهنگ سیاهپوستان ناراضی است، با نام مستعار کتابی مینویسد که او را به قلب ریاکاری و دیوانگیای میکشاند که ادعا میکند از آن بیزار است....
دو خانواده به میمنت بازگشت پسر یکی از خانواده ها، دوباره می خواهند دور جمع شوند. تجدید دیداری که باعث می شود مشکلات و مسائل قدیمی که با هم داشته اند را حل کنند و...
الیوت ریچارد(برندن فریزر) برای رسیدن به دختر مورد علاقهاش حاضر است هرکاری بکند ناگهان او باپیشنهادی از سوی شر(الیزابت هارلی ) روبرو میشود که میتواند اورا به آرزویش برساند . اما بازهم او در راه رسیدن به مقصود بامشکل مواجه است در نهایت اومجبور میشود بین خیر وشر یکی را انتخاب کند وبه تمایلات خود پاسخ منفی دهد
هنگامی که دختر "ماری گیلبرت" ناپدید شد، کم کاری پلیس باعث شد "ماری" تحقیقات خود را شروع کند و او را به آخرین جایی که دخترش "شانان" در آنجا دیده شده، بکشد ...
این فیلم پسا آخرالزمانی داستان دانشمندی به نام آگوستین را روایت میکند که در قطب شمال ساکن است و سعی در منصرف کردن چند فضانورد که در حال بازگشت به زمین هستند دارد…
در حالی که آمریکا دویستمین سالگرد تولد خود را جشن می گیرد، دو نسل از دوستان و همسایگان در حومه شیکاگو آزادی های جدیدی را کشف می کنند و در بحبوحه انقلاب اجتماعی به دنبال ارتباط با یکدیگر هستند.
این سریال داستان مادری محافظه کار و فداکار رو در طول "رکود اقتصادی بزرگ" به تصویر میکشه. زنی که از شوهرش جدا شده، تلاش میکنه رستوران خودش رو باز کنه و در همین حین عاشق مردی دیگه میشه. این مادر تمامی این کارها رو برای به دست آوردن عشق و احترام دختر از خودراضی خود انجام میده...
داستان این مینی سریال برگرفته از رویدادی واقعی، ظهور و قیام فمینیسم از نگاه شخصیت "فیلیس شلفلی" است که واکنشی شدید و انتقادی به کارهای صورت گرفته توسط اشخاصی چون "گلوریا استینم"، "بتی فریدن"، "شرلی کیشولم"، "بلا آبزگ" و "جیل راکلشاوس" که فمینیستهای موج دوم بودند، داشت. "فیلیس شلفلی" کمپینی به راه انداخت و این کمپین با نظریات حقوق برابری زنان و همچنین قانونی شدن سقط جنین مخالف بود. این مینی سریال نشان خواهد داد که چطور درگیری زنان بر سر قدرت، به تغییر دیدگاه کلی سیاسی و فرهنگی جامعه کمک کرده است ...
سریال در مورد یه دکتر یا پزشک خانواده که دفتر کارش توی یه محله پایین و فقیر هست. این دکتر که اسمش “بکر” هست، آدم بد اخلاق و بدعنق و بدقلق و کم صبریه و دائم به همه چی ایراد میگیره و غر میزنه. کلا هم ۲ تا دوست داره یکیشون که یه دختره که یه کافه قدیمی رو اداره میکنه و بکر صبحانه و ناهارش رو اونجا میخوره دوست دیگرش هم یه مرد نابینا هست که بغل همون کافه، دکه روزنامه فروشی داره هرروز صبح بکر به این کافه میره، قهوه میخوره و سیگارش رو میکشه بعد میره سرکار. سریال حوادث اطراف این فرد رو نشون میده و نظریات “بکر” و غر زدنهاش و برخوردش با موضوعات مختلف رو بیان میکنه ...