آنیتا یوان یونگ شیرین و دوست داشتنی در نقش دختر نامشروعی بازی می کند که ناخواسته مرواریدی با یک جن در آن پیدا می کند. مایکل ونگ جنی است که به او سه آرزو می دهد، که منجر به شادی زیاد و حتی کمی دلشکستگی می شود...
«لو کینگ» پسر عیاش و تن پروری ست که به دروغ وانمود میکند که به بیماری روانی مبتلا شده. با این نقشه او قصد دارد ثروت برادران بزرگ ترش یعنی لئونگ و لو فی را تصاحب کند. در طرف دیگر ماجرا دو برادر حضور دارند که بشدت درگیر مشغله هایشان میباشند، لئونگ درصدد افتتاح رستوران است و...
یک جراح در سفر به انگلستان، به طور تصادفی وارد مخفیگاهی از خونآشامها میشود که ظاهری شبیه فاحشهخانه دارد. او توسط یک خونآشام اغوا میشود و بدون اینکه بداند تبدیل به یک خونآشام شده، به خانهاش بازمیگردد. خونآشامی که او را اغوا کرده بود، به دستور ارباب خود به دنبالش میرود، اما در این مسیر، عاشق جراح میشود و همین موضوع باعث ایجاد پیچیدگیهایی در داستان میشود.
لاو کای چو، خبرنگاری از هنگکنگ، در حین سفر به ویتنام برای پیگیری یک داستان، دچار سانحه رانندگی شده و به زندان میافتد. او باید دوران محکومیت خود را در زندانى سختگیرانه بگذراند.
خانواده لینگ مانند بسیاری از مردم هنگ کنگ امیدوارند که به کانادا مهاجرت کنند. اما همگی در یک حادثه مسمومیت جان خود را از دست می دهند. اما مرگ قرار نیست آنها را متوقف سازد، اما به نظر می رسد مهاجرت در زندگی بعدی نیز به پول نیاز دارد...