لاو کای چو، خبرنگاری از هنگکنگ، در حین سفر به ویتنام برای پیگیری یک داستان، دچار سانحه رانندگی شده و به زندان میافتد. او باید دوران محکومیت خود را در زندانى سختگیرانه بگذراند.
پس از اخراج وای توسط رئیسش، آقای وانگ، وای و دو دوستش، یی-چارن و چی-کینگ، تصمیم می گیرند که پسر ونگ، کائو را بربایند. اوضاع زمانی بدتر می شود که به طور تصادفی منجر به مرگ کائو شود...
مردی برای پرداخت بدهی خود به عنوان یک قمارباز، خواهر و برادر ناتنی خود را به یک زندگی جنایتکارانه و جنگ خشونت آمیز بین اربابان باندهای رقیب می کشاند...
کف دست بودا نام تکنیکی است که با استفاده از آن، یک دست معمولی به نیرویی قدرتمند و تخریبگر تبدیل میشود. «کو»، یک مرد نابینا که در غاری به تنهایی زندگی میکند، از راز این تکنیک باخبر است. این دانش برای او هم موهبت و هم نفرین به حساب میآید، چرا که باعث میشود انواع هرج و مرج و مصیبت به زندگیاش سرازیر شود.