تانیا، کارآگاه پلیسی است که با همکارش رایان یک رشته سرقت های اخیر را می خواهند حل کنند. آنها به عنوان زوج تازه ازدواج کرده مخفیانه به یک خانه خالی در کنار خانه آقای میلر، مظنون اصلی پرونده نقل مکان می کنند...
جوسی ، مدیر بازاریابی ، وقتی به عنوان سرپرست غیرمنتظره خواهرزاده و برادرزاده اش می شود. در آنجا ، او دوباره با کوپر ، دوست دبیرستانی خود ارتباط برقرار می کند....
داستان وینونا اپلگیت، آشپزی مشهور، که به دلیل خرابی ماشین در یک شهر کوچک به نام نیو هلند گیر میافتد، روایتگر ماجرای او در این شهر است. وینونا برای کمک به مهمانخانهی محلی و تعمیر ماشینش، در آمادهسازی جشنواره بهاری شرکت میکند.
سرنخ تمسخر آمیزی که در جلسه ای برای آرورا باقی می ماند، یک بازی موش و گربه را بین او و یک جنایتکار مرموز آغاز می کند که مرتکب جنایات جدی فزاینده ای می شود که شهر را به لرزه در می آورد.
زنی که از شکسته شدن قلبش رنج میبرد، سگی را به سرپرستی گرفته است. با بازگشت صاحب اصلی برای پسگرفتن سگ، آیا جرقهای زده میشود یا منجر به شکستن دوباره قلب کسی خواهد شد؟...
بکی و خانواده اش پس از نقل مکان به محله جدید، با همسایه سالخورده خود، گریس، که فرزندانش برای کریسمس به خانه نمی آیند، آشنا می شوند و تصمیم می گیرند با او برای تعطیلات وقت بگذرانند...
"مَدی" دختری 17 ساله بدلیل بیماری نادری که دارد، تمام شبانه روز خود را در خانه سپری میکند و نمی تواند از محیط مهر و موم شده خانه اش فاصله بگیرد. اما یک روز با دیدن پسر همسایه، "مَدی" عاشقش می شود و تصمیم میگیرد بخاطر او از جان گذشتگی کند...
Aurora Roe Teagarden، کتابدار و علاقه مند به جنایت واقعی، هرگز از گروهبان کارآگاه جک برنز خوشش نمی آمد. او همچنین هرگز نمی خواست او را مرده ببیند، اما وقتی او به قتل رسید، او نمی تواند جلوی خود را بگیر و درگیر این ماجرا شد...
لورا با شوهرش در محل کار و پسرش در مدرسه، رویای یک پروژه بازسازی خانه را در سر می پروراند تا جایگزین روزهای بی قرارش شود. الیوت، پیمانکار خصوصی او، به زودی رویاهای ممنوعه را برآورده می کند...
وکلای رقیب در دادگاه با یکدیگر درگیر می شوند زیرا سگ های آنها دیوانه وار عاشق هم می شوند و نگهبانان خود را در هر مرحله گرد هم می آورند تا زمانی که متوجه می شوند که ...
ایزابل گری به همراه دوست پسرش تصمیم میگرند کتاب داستانی در مورد کریسمس بنویسند که شامل یک کلبه پوشیده از برف در شمال غربی و همچنین سنت های قدیمی تعطیلات کریسمس باشد اما بین آنها اختلاف نظراتی پیش می آید...
پس از غرق شدن یک کشتی، شخصی میلیاردر بنام "الیور کویین" مفقود میشود و به مدت پنج سال همه فکر میکردند که او مرده است، اما 5 سال بعد در یک جزیرهی دور افتاده او را پیدا می کنند. او به شهر خودش یعنی "استارلینگ سیتی" نزد مادر و خواهر و بهترین دوستش برمیگردد، که بلافاصله آنها متوجه تغییر رفتار "اُلیور" میشوند. "اُلیور" با شخصیت جدیدی که پیدا کرده قصد دارد با تمام بدی ها و خلاف ها درون شهرش مبارزه کند ولی در عین حال شخصیت قدیم خودش رو هم حفظ کند...
داستان این سریال زیبا که از سال 1860 شروع می شود ، درباره شخصی به نام کلن بوهمن است. او یک سرباز سابق اتحادیه آمریکایی است که به دنبال جریان قتل همسرش می رود. او به نبراسکای غربی یعنی جایی که “جهنم متحرک” نامیده می شود می رود ، شهری که به بی عدالتی و بی قانونی مشهور است این شهر در حال ساختن راه آهن به سمت اقیانوس آرام است و وقتی قبیله ای برای نابودی خط آهن اقدام می کند، همه چیز پیچیده تر می شود...
سریال داستان دختری زیبا به نام مدی است که در کلاهبرداری بسیار چیره دست می باشد و به همان اندازه زیبایی اش، خطرناک است. اما زمانی که ازرا، ریچارد و جولز، قربانیان سابقش تصمیم میگیرند رد او را بزنند و انتقامشان را بگیرند، همه چیز پیچیده می شود. در همین زمان مدی که هدف جدیدش را نشانه گرفته، متوجه یک عشق بالقوه میان خود و هدفش می شود...
سریالی کمدی، به سبک شرلوک هلمزی و پر از شوخی ها و دیوانگی های خنده دار که می تواند ساعت ها شما را سرگرم کند. اگر دنبال سریالی کمدی و جنایی می گردید این سریال را از دست ندهید.شاون اسپنسر که حافظه ی تصویری، غریضه ی کارآگاهی و دقت بسیار بالایی دارد بعد کمک به پلیس برای حل یک پرونده، متهم به شریک جرم بودن می شود. شاون برای این که به زندان نیفتد و راز خود را برملا نکند ادعا می کند که غیبگو است و با عالم ارواح ارتباط دارد و از این راه اطلاعات خود را به دست می آورد. شاون به همراه بهترین دوستش گاس که فروشنده ی دارو و لوازم پزشکی است، دفتر کارآگاه خصوصی غیبگوی Psych را تاسیس می کند و از آن به بعد در حل پرونده های جنایی به پلیس کمک می کند...